سال‌ها گفتید ما با بت و مافیای قمار مبارزه کردیم و چنان و چونان؛ مردم نمی‌دانند... ما که می‌دانیم به‌اعتبار نداشته عده‌ای دهن‌لق از آنان آتوهایی به‌دست آوردید... حال چه کردید؟ برای مبارزه استفاده کردید؟ نه؛ حق‌السکوت گرفتید در ازای آن آتوها... هه... شما هیچ جایی هیچ گامی در راستای احقاق حق مظلومین برنداشتید؛ فقط کاسبی کردید... اینجا انتهای مسیر کثیفتان است... بزنید بغل حرامی‌ها...

عیاش است و دردسرهای عیاشی... واژ آلوده و ادای احترام شیاطین به مجاری ادراری... سخت خواهید مرد؛ خیلی سخت... خون دفع می‌کنید آنقدر تا بمیرید... از هر چه ورودی و خروجی در بدن دارید... جنایتکاران آرزو می‌کنند بمیرند و تیغ تیز انتقام از درون به‌سان کژدم جانشان را می‌بلعد... این تازه شروع ماجرا است... کمی کثافتکاری خواهد شد ولی اهمیتی ندارد... این بلا حاصل آه تمام مادران داغدار است... تکرار می‌کنم این جنگ دیگر فرهنگی نیست؛ ما برخاستیم برای کشتن شما...

همین سهو که می‌تواند ساعت‌ها بنشید و قربان‌صدقه‌ی یک گربه برود؛ اگه در موقعیتش قرار داشت برای شلیک کردن به اندکی بالاتر از میان دو ابروی بسیاری از ملاعین ذره‌ای تردید به دل راه نمی‌داد... امروز اما ما متنبه‌‌شدگان از اعتماد بی‌جا، به‌رسم اصوات و تصاویر و رساندن پیام‌مان به هم‌پیمانان، خنجر انتقام را در قلب آن حرامی‌ها که دست‌شان به خون مردم ایران آلوده است فرو می‌کنیم... این افعال اما متقارن نیستند... چریک‌ها در آن نقطه که تصور نمی‌کنید سر راهتان سبز می‌شوند...

گرای غلط در آموزش پیگیری‌ها؛ تلویزیون شکسته؛ رفتار مشکوک پرداخت‌کننده؛ مسدودسازی درگاه و نگه داشتن پول؛ درگیر کردن با روند قضایی بدون وجود هیچ‌گونه حکمی؛ رخ‌نمایی دوباره افراد ناامن؛ آزارهای میدانی موتورسواران، مستاجری که اجاره را به زور می‌دهد؛ پرستوها؛ تهدیدها؛ فریب‌ها، حضور نام دشمنان قسم‌خورده در پرونده‌ها و تمام آنچه از انتهای ۱۴۰۳ اوج گرفت تکه‌های پازلی است که قصد انهدام هنرمند دست‌تنها و بی‌کس را داشت؛ آن هم در شرایطی که به‌خاطر بیماری پدرش بیشترین همدلی و کمک را می‌خواست... ای راز پنهان در مویرگ‌های این پیکره؛ یاسر؛ لال‌گونه بخوان به‌قصد انهدام‌شان که برادرت بد خسته است... بخوان قربان حنجره‌ی خسته‌ات شود سهو... دیدبانی از اوج کافی است... بخوان... بخوان که تراز این ترازو محتاج حضور آبروی هنر ایران در اتمسفر هنر اصیل  است...

مارمولک‌های اقتصادی تازه به دوران رسیده به‌اعتبار جنایتکارانی که فرزندان ما را جلوی گلوله هل داده‌اند؛ برای قوه قضایی شاخ و شانه می‌کشند که ساعدی‌نیا را پای میز محاکمه کشاند... هیچ؛ همین... نه... راستش را بخواهید این دوستان با کسی شوخی ندارند... مخصوصاً با تروریست‌های اقتصادی... ضعف در تمامی دستگاه‌ها وجود دارد؛ اما فقط کسی که مدارک همه‌جانبه علیه متهمان داشته باشد و ول‌کنش خراب باشد در بسیاری از پرونده‌ها پای کار نیامده...