صورت مسئله سرخ است از سیلی فاسدان به‌ظاهر قدرتمندی که نمی‌دانند دستی بالاتر از دست قدرت مطلق نیست..‌. اما مسئله این است که مسئله ایجاد می‌کنیم برای هر که برای مردم مسئله ایجاد کند... قاطع می‌چرخد قلم به‌اعتبار ایمان واقعی به همان قدرت مطلق... مستقیم سینه‌ سپر کرده‌ام؛ مثل شما فاسدان نیستم که وجود نشان دادن خود را ندارید...

جولان مورچه‌های مکانیکی بر میز شام و شام آخر در انعکاس تصویر ماه... درخواست تسریع رسیدگی و آنکه به سهم غیرمنصفانه خود هم راضی نبود و به کین مترصد به خالی کردن زیر پای سرباز بی‌ جیره و مواجب خودی، همدست دزدهای سازمانی شد... جنگ او با من که حنگی تمدنی به‌سبب خون در رگ‌هایم است؛ بماند... ولی فارغ از هر چیزی سخت است اتهام بی پایه و اساس برای سربازی که تمام عمر با پاکدستی زیسته و خیانت‌کار در حق صاحب این تابلو که خیلی تابلو است؛ جز خود او که در ظاهر اقدام کرده کیست؟ این چهار ضلع در کدام نقطه از هم می‌پاشند و در اتاق‌های تاریک پر از بوی گند فساد اداری بالاخره کدام پاکدستی می‌زند زیر و می‌گوید: ...

به رقص نیست احقاق حق پس از کشف حقیقت که تراز عدالت به بررسی چندلایه و موازی میسر می‌شود؛ باید برخاست به منظور سرکوب فساد و ظلم که حجت تمام شده پس از آن فرمان آخر و ما دیگر با هیچ کسی در مسئله‌ی احقاق حق مظلومین و در هم کوبیدن هیبت ظلم آنان که به ارعاب چنگ می‌اندازند برای منصرف کردن مظلومین از پیگیری حق خود...

تحرکات مشکوک، از چشم‌های همیشه‌بیدارِ رصدگرانِ لایه‌های میانی اقتصاد ایران پنهان نمی‌ماند؛ آن‌جا، در نهانِ کوهِ جنازه‌های تروریست‌های اقتصادی، ملوسک‌های مستتر آرام می‌خزند... و هیچ‌کس، هیچ‌گاه، آن‌ها را نمی‌بیند...