شرکتهای خصوصی هم عملاً با اینکه موارد مربوط به قوانین داخلی خودشون میشه و در تضاد با ضوابط قانونی و اداری نیست خیلی از خواستهها رو گاهی همکاری نمیکنن... بیچاره جوان ایرانی... یه انتقال قابلیت از اکانتی به اکانت دیگه که این حرفا رو نداشت... بیخیال... حالم قراره واقعا گویا دائم بابت همه اینا گرفته بشه... بالاخره دلچرکین و ناراضیم از خیلیا... بهتون برمیگرده این انرژی... شک نکنید... شاید بهنظرت سود کردی اینجا انقدر؛ ولی ده برابرش رو پس میدی یه جا... چون این کارای شما گاهی بقای یک انسان رو تهدید میکنه و حکم اقدام به قتل داره یه جورایی... میدونم خیلیاتون درکی از این چیزا ندارید... برای اهلش مینویسم... خلاصه من راضی نیستم از خیلیا... آزارمم به کسی نرسیده که بگم تاوان اشتباهاتمه... فقط دارم از بدو تولد مورد ستم واقع میشم... همین...
نمیدونم از کجا به گوش این بنده خدای مثلاً خیرخواه رسید که من این اواخر چند باری خون بالا آوردم؛ بماند که در حالی که دستم همچنان روی معدهم بود از درد و این داشت برام سخنرانی میکرد؛ مصّر میگفت به یه دکتر متخصص مراجعه کن... من بنا بر اخلاقم تو ملاقات حضوری اونقدر مثل اینجا بیپرده نمیتونم بیان کنم دردامو... مشتی جیب خودتو شرایط خودتو نبین به من راهکار نده... من سر این جواز کسب و اجاره و ... دیگه پولای زیر فرشمم ریختم تو جیب اینا... در این لحظه آس و پاسم... دست از سر من بردارید... بعد دو سال مخفی کردن بیماری یه غلطی کردم بیانش کردم... الان همه فاز مادر مهربان برداشتن... دعا و راهکار و ... رو خودم بلدم پول داری آثار رو بخر و حمایت کن... تعارفیم ندارم... حقمه؛ اگه داری از آثار استفاده میکنی (تو یکی رو که میدونم میکنی) و لذت میبری و در توانته حمایتش کن... بسه دیگه مفتی کار کردن... آثار نوش جون و چشم هرکی که توانش رو نداره و دلی ارتباط میگیره... ولی تویی که یه عمره مخاطبی و حمایتی نکردی با اینکه میدونم اینا برات رقمی نیست دیگه زرنگبازی داری در میاری... بیتعارف... هیچ رضایتی در قبال چنین مواردی ندارم... راهیم برای جلوگیری ازش نیست ولی خب خودتیو وجدانت... در قبال اونایی هم که آزارم دادن؛ ببینید دونه دونه و موردی و با حوصله و مکتوب دارم این روزا نفرینتون میکنم... امیدوارم یه طوری گرفتار بشید خود خدا فقط بتونه نجاتتون بده؛ ولی نجاتتون نده... بله... من که قراره بمیرم؛ حداقل حرفامو بزنم خالی شم یکم... مگه اصلاً آدم خالی میشه... اف بر شما... جای ناموس مردم رو توی ون کردن برید نیروهاتون رو برای مقابله با فساد اداری، رانت، حقخوری و ... بسیج کنید... اگه خودتونم مثل اونا هستید که یه بحث دیگه هست... ببین پرم؛ تا خرتلاق پرم از درد و خشم و کینه... با این چهارتا جمله هم خالی نمیشم...
شما که نمیخوای یه مجوز رو صادر کنی از اول به تمام سازمانها و ادارات بگو اون عنوان مجوز رو از لیست خدماتشون حذف کنن... که آدم کلی هزینه نکنه و آخرش بگی صدور فلان عنوان مجوز فعلاً بهدستور فلان مرجع متوقف شده... مردم همینطوریش هم محتاج نون شبشون هستن... هزینهتراشی بیخود واسه مردم نکن... کدوم مردم محتاج نون شبشه؟ من... موجودی کارتم ۸۰ هزار تومنه؛ همین امروزم بیدلیل پست عدم حضور زد و الان فاکتوری جلومه که توان پرداختش رو ندارم... بله همون ۱۳۲ هزار تومن رو عرض میکنم... خجالت بکشید... به سلول سلول وجودتون لعن و نفرین میفرستیم ما...
از محور خیال عبور کن؛ در پیچ اول منحنی تکرار رد سنگتراشهی معنا را دنبال کن تا به سازهی پوشیده از ساروج سرخ برسی... تخممرغی به زمین بینداز... سه سهو در سه سوی کوه از سه حرف قرائت کن به سهو و آینه را بکوب در سنگ پیش رو... فاحشهی ثانی نمایان خواهد شد و به تو خواهد گفت که آن که به کبر نماز میخواند در عمل خویش باید تجدیدنظر کند و به گردن تو است نهی از منکر کردن او تا روز مشخص... مار میشود ظاهر مقابل معصوم ششم و پس از نیش زدنهای فراوان به سلطان عبادت بودنش سوگند یاد میکند... من کیستم؟ سهو آنکه هذیانهایش را مکتوب میکند به اعتبار بیمار بودنش... بد میسوزد معده بد...






