میان سایه و قانون؛ قانونمند بودن شرافتمندانهتر است...
من فکر میکنم بهتره کم کم از پست زدن و نوشتن در مورد وصل شدن اینترنت و حواشی اون بکشیم بیرون... البته این نظر منه؛ شما میتونید موافق نباشید...
و دستهای روغنی پس از حادثهای کودکانه...
زدم... با کفت دست اصولی زدم به سینهم... هزاران خشاب دود زدم به سینهم... رو به تقدس نفرین به لب با مشت زدم به سینهم... با اشک و بغض و آه زدم به سینهم... با تیغ اصلاحات زدم به سینهم... با سنگ قبر و کفنم زدم به سینهم... تعصب تو مشت زدم به سینهم... با اشک شوق زدم به سینهم... با قلب یار زدم به سینهم... با ترس دار زدم به سینهم... تو شب تار زدم به سینهم... رو خس و خار زدم به سینهم... پرانول رو زدم به سینهم... سیا*** رو زدم به سینهم... تکبر رو زدم به سینهم... تنفر رو زدم به سینهم... ولی هنوز قلب پرخونم حامل یه دنیا عشقه با اینکه کل عالم رو با خیر و شرش زدم به سینهم...


