من آن بیدِ مجنون رفیق بادها هستم؛ سهو؛ صاحب صور صامت اسرافیل؛ رعش بر پیکر چنار باغ... نحیفی که جنگجویی در روحش خفته... میان بارش بی‌وقفه تمام  تضعیف روحیه‌های این ملاعین، به خودم در انعکاس تصویر ماه در رود خیال روحیه می‌دهم...

سهوا؟ ربط طرح به متن چیست؟

سهو: به خودم مربوط است...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/927

در رود خیال شستم اندیشه‌ام را و سنگینی صورت از اشک‌های پاک‌نشده‌ام از چهره‌ی داغان و سرخم را حتی شخص آن‌طرف میز حس کرد... و اما رسم‌الخط عدالت بر پیکر کوه عشق تراشیده می‌شود آنگاه که طلوع کند خورشید حقیقت و بتاباند نورش را بر گستره‌ی این دشت پر از پروانه‌های بنفش... الآن اما خب صدای حشرات به گوش می‌رسد و برگ‌های خشک پاییزی هنوز کوچ نکرده‌اند...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/926

حال جسمی منو نپرسید؛ جواب خوبی؟ همیشه نه هست... من با این پیگیر بودن دائمی بیشتر اذیت می‌شم... چون خود این نه گفتن، پرسش‌های بعدی رو در پی داره و پاسخ دادن از توان من خارجه... خودمم یادم بخواد بره بیماری رو باز یکی می‌پرسه؛ هی یادم میاد... اینکه دو سال هم مخفی کردم دلیلش همین بود... نپرسید؛ نترسید می‌دونم به فکرم هستید و فکر نمی‌کنم بی‌تفاوت هستید... ❤️

📜 متن

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/925
🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/924
🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/923