دونیت را در سطح ملی فرهنگ‌سازی کنیم... حتی شعرای قدیم برای امرار معاش صله می‌گرفتند... دونیت چیزی نیست که امروز و در عصر حاضر وارد زندگی هنرمندان شده باشد... چیزی که قرن‌ها پیش هم باب بوده و شعرا و هنرمندان از طریق آن امور زندگی خود را می‌گذراندند... من فکر می‌کنم جز در مواردی که به بازارهای رسمی فروش آثار مربوط می‌شود؛ نباید از هنرمند انتظار قیمت‌گذاری روی اثرش را داشت... زیرا هرچه بگوید یک‌طوری ناتراز است... پس اینجا می‌شود به بحث دونیت پرداخت... آنچه با رضایت و از روی عشق مخاطب به هنرمند یا اثرش به او پرداخته می‌شود و به‌نوعی پرمهرترین رد و بدل شدن مادیات است که اتفاقا پر از معنویات است...

می‌گه: شغلت چیه؟

می‌گم: هنرمندم

می‌گه: نه جز اون...

می‌گم: شبا نگهبانی در خانه به دلیل بیماری آلزایمر پدر جان و همین هنری که از نظر تو نمی‌تونه شغل به‌حساب بیاد و روزا می‌رم گاهی گالری...

البته وقتی توی لیست مشاغل خیلی از سامانه‌های دولتی هنرمند رو نمی‌تونی پیدا کنی این بنده خدا هم حق داره شغل ندونه هنرمند بودن رو... انگار ما داریم بازی می‌کنیم با این‌همه دغدغه‌مندی در مورد فرهنگ و جنگیدن با جیب خالی...

یه طور باید عمل کرد تاریخ‌نویس‌ها برای مکتوب کردن تاریخ دوات و مرکب کم بیارن... از اینجا به بعد بد شاهد حرکات عجیب و غریب سهو خواهید بود... بلدزر قلم روشن شده... برای اثبات سخن: هذیان‌نامه در پنج ساعت خلق شد... صفر تا صد اثر... صفر تا صد اثر...

تو ایتا می‌شه رد و بدل شات توییتام... به‌خیال‌شون نمی‌رسه خبرا؛ ولی خب ناظر مطلق عصر دیجیتال هم یه سهوه؛ می‌گیری که چی می‌گم... خواه تهدید پندار خواه هشدار... تصمیم با خودت...