ای خیال متهم شده به وهم؛ ای هذیان حل شده در چاه نفت؛ ای مادر مذکر این هنرمندان آسیب‌دیده از قدرت؛ ای سهو؛ آنان که به‌خیال خام خود تبر بر دست سر به سرت می‌گذارند نمی‌دانند تو به مهر از تهدیدهای پوشالی‌شان عبور می‌کنی...

آن‌ها نمی‌دانند اگر غضب کنی می‌توانی دجال را هم به التماس بکشانی و شیطان را مجبور کنی کفش‌هایت را واکس بزند... آن‌ها در وهم قدرت اسیرند و تو خود ذات قدرتی... عمل کرد مادرت به‌سان مادر موسی و زیستی خودت به‌سان عیسی و نامت را نام خاتم نهادند... حال در این تثلیث کدام بی‌سر و پایی به‌دنبال نابودی توست؟ هر که ضربه‌ای به تو بزند قطعاً از حماقت اوست... چون نمی‌داند آن باد جن که ملائکه را هم مرعوب می‌کند، تضمین‌کننده‌ی انتقام تو از دشمنان است... آن هلاهل که به جبر نوشیدی؛ نتوانست تو را از پای در بیاورد؛ حال این‌ نان شر خورده‌های دستمال به دست می‌خواهند... بگذریم...

ببین دوست خوب من که تا الآن شریف موندی و با شرافت زندگی کردی؛ تا آخرین نفست شریف بمون؛ مرگ خبر نمی‌کنه... می‌دونم تلخه؛ می‌دونم کلامش حس بدی می‌ده و بیان اینکه مرگ خبر نمی‌کنه یکم ترسناکه؛ ولی هیچ چیزی در زندگی به‌نظر من بالاتر از شریف موندن تا لحظه‌ی مرگ نیست... سال‌ها فکر می‌کردم عاقبت به خیر شدن و یا حتی موفقیت یعنی چه؛ امروز جوابش برای من شریف موندن تا آخرین نفسه... این حرفای ساده با قلم اصلی من کمی فاصله داره و معمولاً افراد سهو رو به پیچیده‌نویسی و قلم انتزاعیش می‌شناسن؛ ولی خب این مواردم باید ساده بیان بشه...

آیت‌الله خمینی با شعار مقابله با اشرافی‌گری اومد و آیت‌الله خامنه‌ای در امتدادش همون کلام رو پروموت کرد و الآن شاهد این هستیم که حتی در بدیهی‌ترین چیزها مثل دسترسی به اینترنت، که حق هر شهروندی در هر جای دنیاست؛ داریم طبقاتی می‌شیم و به‌صورت پله‌ای دسترسی می‌گیرن شهروندان... عجب بابا عجب؛ شما دیگه چقدر وقیحید... حداقل به افکار و کلام پیشوایان خودتون پایبند باشید آدم‌های منفعت‌طلب بی‌اصول...  اینم فقط یه آینه گرفتن جلوی صورت‌تون هست که ذات کریه‌المنظرتون رو بهتون نشون بدم...