بیخردان خرد شده زیر چرخدندههای قدرت همیشه راهحل مشکلات را در چاپلوسی برای سیاسیون میبینند... آه که چقدر حقیرند...
شما آفتزادهها اگه بهجای شناسایی حلقهی اطرافم و زدن زیرآبم بهطور مویرگی با هدف تنهاتر کردنم بهزعم خودتون، بهدنبال وظیفه اصلیتون بودید شاید هم خودتون یه گهی میشدید هم یه خاکی تو سر جاهایی که مسئولیت دارید میشد کرد... ولی خب شما آفتزادهاید و خاستگاهتون لجنه... خواستم بگم بدونید که همتون زیرنظرید هرچند بیخیال باشم... یه جا میبینید صدتا قلم یه شب میچرخه و چرخ روزگار بعد اونشب بهنفع شما نخواهد چرخید... درضمن دریا با پوز سگ نجس نمیشه؛ اونی که بخواد با تهمتهای بیسند شما منو ترک کنه؛ همون بهتر که بکنه؛ من خوشحال میشم آدمای سطحی و دهنبین ازم دور شن... خلاصه هر پلنی چیدید به ضرر خودتون شد ولی آدم نمیشید... چون من نون دلم رو میخورم و شما نون تو خون میزنید میخورید...
اسکناس ده میلیون ریدالی وارد چرخه اقتصاد شد تا بیشتر متوجه بشیم ارزش پول ملی چطور ریدالیده شد توش...
صبر اینسوی صفحهکلید یا اندیشهی اینسویش که بهسان مغز جنگزده ام پس از ترمیم هم ویران است...
هر چی ارتباط کمتری با آدمها برقرار کنم و اون معدود ارتباطهایی که دارم، باکیفیتتر باشه، حالم بهتره...
ما زمانی که از شرکتهای ارائهدهنده اینترنت؛ مودم و سیمکارت و بسته و تجهیزات تهیه کردیم؛ بابت اینترنت بینالملل هرچند فیلتر شده بود؛ نه این کثافتی که الان در اختیارمونه... خواستم بگم شما که مثلاً مذهبی هستید بدونید حقالناس یه ملت گردنتونه... تازه این فقط یه موردشه؛ باقی موارد که بماند... وای به حالتون اگر قیامتی وجود داشته باشه...
این خودِ هدایت است که برایم عزیز است؛ نه حتی آثارش؛ خودِ خودش... من هدایت را از اعماق وجودم دوست دارم و امیدوارم جهان دیگری وجود داشته باشد تا بتوانیم یکدیگر را ملاقات کنیم و چند قدمی راه برویم و حرف بزنیم و سیگار بکشیم...
گر در سم اسبت طلا کار کردهای بگو ما لگدمالشدگان اقتصاد حضرات، سردرگم نباشیم برای یافتنت... این ملت بیش از هر چیزی این روزها درد امنیت و معیشت دارند...
تو چه میدونی استیصال یعنی چه
چشای خیس و تکیه به دیوار یعنی چه
همآغوشی سرفهی خشک و سیگار یعنی چه
تو نگاه یه وسواسی بیمار یعنی چه...
اونایی که در این شرایط بد از موقعیت استفاده میکنن و دنبال سرکیسه کردن مردم به هر طریقی هستن؛ از سیاسیون هم کثیفترن... انسان بهطور فطری وقتی رنج دیگری رو میبینه دنبال راهی برای کمک میگرده؛ اونایی که در رنج دنبال منافع شخصی هستن موجودات بیارزشی هستن که همین موجود پر از نقص به اسم انسان رو هم نمیشه بهشون نسبت داد؛ یه تفاله اضافین...
خدایا رفیقات اینترنت رو قطع کردن بینالمللی هم نمیتونیم پیام بدیم چه برسه به خارج از جَو؛ داد میزنیم صدامون به آسمون میرسه اصلاً؟
اون چیزی که من بهش میگم آثار اروتیک؛ درواقع در خلق کردن من متفاوت از اون آثار توی مارکت کتاب و رسانه هست و حتی متفاوت از آثار اروتیکی که در بسترهای آزادتر در طول تاریخ خلق شده... چون در روایتی که من ازش صحبت میکنم درواقع ذات محتوای جنسی مطرح نیست و فقط سطح اثر با اون روایت و یا محتوای جنسی پوشانده شده؛ اصل بر چیزای دیگهای هست که با این ابزار به اونها اشاره میشه... شاید صرفاً به این دلیل که مخاطبهای آثار اروتیک رو هم به دنیای آثارم دعوت کنم برای دیالوگ برقرار کردن با ذهنشون؛ این مسئله تو آثار عاشقانه من هم وجود داره و صرفاً از یه شخص حرف نمیزنم؛ چون پایه آثار من همون هنر اعتراضی و شاید بشه گفت گاهی سیاسی (ضدسیاسی) هست...




