حجاب بر باور خام میکشند و میگویند: زیر این پارچههای ایدئولوژیک حقیقت پنهان است... اصلاً واژهی دروغ و پنهان برادر و خواهر تنی هستند... مگر میشود در کار کسی شفافیت نباشد و مدعی شود حقیقت نزد اوست؟
سهو در سال ۱۴۰۴ در بستر ایکس متنی با این مضمون منتشر کرد: امکان نداره ایرانی باشی و فارسیزبان و حداقل یکی از هذیونهام بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم به گوشت نرسیده باشه...


و برای آخرین چیزی که در سال ۴۰۴ (این سال مکتوم) قرار است از سهو منتشر شود؛ چه چیزی بهتر از نوشتن از توی کتمان شده در پسِ آثارم؟ از ابتدای این سال بهسوی این کوه فریادهایی از عاشقانههایم حواله کردم بدون اینکه بدانم در عالم خیال به گوش تو میرسد و میرسی از راه... تو در واپسین لحظات رسیدی و من از این بابت خوشحالم... روایت کردن باقی ماجرا بماند برای بعد...




