این پرده‌ی پنجره‌ی مشرف به کوه گچی را کنار بزن تا معلمی که سرفه‌های خشک امانش را بریده ببینی و بفهمی برای رسیدن به این نقطه چه کسانی چه هزینه‌هایی از جان دادند... آنگاه شاید این اعداد برایت غیرمنطقی جلو نکند... جان پای این هنر خرج شد؛ می‌فهمی؟ جان... فرم و محتوا را رها کن؛ من از زندگی واقعی هنرمند حرف می‌زنم...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/793
سهو

💎 الماس...

سهو 24 اردیبهشت

مگه ما چی کم داشتیم که نتونستیم الماس واقعی بریزیم پای عزیزامون؟ حق بود اگه می‌تونستیم؛ جوون ایرانی لایقش بود و هست؛ ولی اونقدر بال‌هاش قیچی شد و حقش خورده شد که یادش رفت اون الماس‌ها حقشه و سطح توقعش از زندگی هرروز پایین و پایین‌تر اومد.‌‌.. یکم عمیق‌ شو می‌فهمی دارم حق می‌گم؛ فقط یادت رفته ارزش واقعیت رو که البته به ثروت مادی نیست؛ اما خب این بخشی از ماجراست...

📜 متن

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/792
سهو

🛞 فرغون...

سهو 24 اردیبهشت

دیگه واسه ماشین نداشتن حس بد نداشته باشید و احساس ناکافی بودن نکنید؛ همه دور هم داریم به‌ فنا می‌ریم... بعد اون یارو می‌گه چه خبره ۲۰۰ میلیون گذاشتی طرحتو برای فروش؟ داشی ۲۰۰ میلیون پوله؟ ۲۰۰ تومن یه کارت گرافیک خوب هم نمیشه...

📜 متن🗞 خبر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/791

اگه تو زندگیت اونقدر لطیف بود که اون زمختی و آسیب و مچاله شدن رو تجربه نکردی، دلیل نمی‌شه که اگر کسی داره ازش حرف می‌زنه فکر کنی داره خالی می‌بنده... بعضیا اتفاقاتی رو تجربه می‌کنن که بعضیای دیگه حتی مغزشون قدرت هضم فکر به اون رو نداره... چه برسه به اینکه بخوان تجربه‌ش کنن...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/790

این یه امر کاملاً عادیه که ما به‌عنوان جوان ایرانی حق داریم یه زندگی نرمال داشته باشیم؛ تو دانشگاه‌های درست و درمون در کشور خودمون درس بخونیم؛ بتونیم اگر دلمون می‌خواد سروقت ازدواج کنیم؛ بچه‌دار بشیم؛ شغل مورد علاقه‌مون رو در یک بازار کاملاً آزاد داشته باشیم و برپایه تلاشی که می‌کنیم و حالا هوش و دانش و هنرمون به نتیجه دلخواه برسیم... سروقت هم تفریح‌مون رو داشته باشیم؛ بتونیم سفر بریم؛ خوراک خوب بخوریم و پوشاک خوب بپوشیم... کیفیت زندگی‌مون در یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا از نظر منابع طبیعی بالا باشه و مسکن و ماشین و ... هم که یه چیز کاملاً عادیه که الآن داره تبدیل به افسانه می‌شه... این حق ماست و ازمون دریغ شده... اینکه توی این زندگی در اوج جوانی همه جانباز اعصاب و روان هستیم؛ تنها دلیلش سخت بودن شرایط و این فشارهاست... مراجعه به تراپیست و روانپزشک چیز بدی نیست و اگر کسی نیاز داره باید اقدام کنه ولی باور کنید بیشتر افرادی که داروهای اعصاب مصرف می‌کنن و یا به تراپیست مراجعه می‌کنن اصلاً به‌طور ذاتی بیمار نیستن و حتی شاید در خاندان‌شون هم موردی نبوده که بگیم ارثیه؛ بلکه شرایط و فشارها دلیل این مسئله هست... فقط هم نمیشه یقه یه جریان رو گرفت... ما با یه ساختار معیوب مواجهیم که هر چیزی در این ساختار قرار بگیره عملاً به فنا می‌ره‌... معضلات فرهنگی هم اضافه کنید به ماجرا و ببینید با چه فاجعه‌ای طرفیم... سال‌ها حنجره پاره کردیم و هیچ گوش شنوایی نبود هیچ خودمونم تو دردسر انداختیم بارها بابت این زبان سرخ و انگار سر سبزمون به تنمون زیادی می‌کرد... ولی من فکر می‌کنم هنرمندی که غر می‌زنه و عصبانیه و داد و بیداد می‌کنه تا بگه این شرایط طبیعی نیست صد هیچ از هنرمندی که می‌خواد اثرش نقش افیون رو بازی کنه و  صرفاً برای سرگرمیه و پرت کردن حواس‌ها؛ جلو هست‌‌‌... من قبلاً برای هنرمند و حتی خود هنر رسالت قائل بودم... اما امروز هنر رو برای خود خود هنر می‌بینم؛ ولی همچنان نمی‌تونم بگم دغدغه نداشتن هنرمند برام یه چیز عادیه... هنرمند پیشوا و راهنما و هادی نیست؛ ولی می‌تونه باشه... هرچند من ترجیح می‌دم با هذیان خطاب کردن آثارم سلب مسئولیت کنم از خودم؛ چون هرچی بیشتر می‌خونم بیشتر می‌فهمم که هیچی نمی‌دونم و عملاً نمی‌دانم درست‌ترین پاسخ برای هر سوالیه... من همیشه می‌گم شما خودتون سهم‌تون رو از اثر بردارید؛ چون من خودم پر از نقص و اشکالم... اگر هنرمند هم هستید من نمی‌گم هنردرمانی همیشه جوابه ولی شاید مثل من اگه به علایق‌تون بپردازید خیلی حالتون بهتر باشه و در اوج بیماری جسمی بتونید روحیه خودتون رو بالا نگه دارید... بداهه نوشتم و منسجم نیست متن... فقط فکرامو نوشتم...

📜 متن

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/789