وقتی رد میدم؛ یه چیزی رو میاندازم دور؛ یه آسیب جزئی به خودم میزنم؛ و ممکنه یهو ده نخ سیگار بکشم پشت هم؛ برم موهامو از ته بزنم اصلاً؛ یا یه جوری خودمو تنبه میکنم... مثلا ممکنه کتابی که براش چند ماه زحمت کشیدم رو Shift+Delete کنم و بکآپی هم اگه ازش دارم پاک کنم... وقتی رد میدم فقط به خودم ضرر وارد میکنم؛ شایدم یه حمله کلامی بکنم به کسی؛ که باعث ناراحتیش بشه؛ ولی از کنترلم خارجه... ولی هرگز وقتی رد میدم سعی نمیکنم به کسی آسیب هدفمند وارد کنم... من حتی وقتی رد میدم قربانی اصلی ماجرا خودمم...
گفت: حالا انقدر تنهایی و عملاً دوری از همه و هر روز داره تعداد آدمای زندگیت کمتر میشه فکر نمیکنی دلیلش بد بودن خودت میتونه باشه؟
گفتم: فکر نمیکنم؛ مطمئنم دلیلش بد بودن خودمه...
نفس رهایی عبور از حجابها با حل شدن در آن است؛ حال تو تا ابد حجاب پس حجاب بکش و من سرود عریانی بخوانم؛ این رهایی اتفاق نخواهد افتاد تا تو از من بتی از ابهت در ذهنت ساختهای و بهتزده آن بت خیالی را مینگری...



