تو دنبال کیف می‌گردی؛ برخورد سرد و قاطع می‌بینی به طرفت حمله نکن؛ به خودت رجوع کن که بفهمی قرار نیست با هر مردی روبه‌رو می‌شی از راه دیالوگ جنسی به اهدافت برسی؛ چون همه مثل پسرا و مردای اطرافت هول نیستن... تو ترجیحت اینه ابزار باشی و به هدفت برسی؛ چون آدمایی مثل تو چیزی جز اون مورد برای ارائه ندارن... باید بگم وجود امثال تو مایه سرافکندگی دختر ایرانیه... تو می‌تونی هر جوری دلت می‌خواد زندگی کنی و به خودت مربوطه کاملاً؛ من حتی زیست تو رو به‌رسمیت می‌شناسم؛ ولی وقتی نمی‌تونی کسی رو با این حربه‌ها طعمه کنی دیگه بهش حمله و توهین نکن... چون اونم بلده جوابت رو بده؛ ولی احترام زن بودنت رو حفظ می‌کنه...

ای خیال متهم شده به وهم؛ ای هذیان حل شده در چاه نفت؛ ای مادر مذکر این هنرمندان آسیب‌دیده از قدرت؛ ای سهو؛ آنان که به‌خیال خام خود تبر بر دست سر به سرت می‌گذارند نمی‌دانند تو به مهر از تهدیدهای پوشالی‌شان عبور می‌کنی...

آن‌ها نمی‌دانند اگر غضب کنی می‌توانی دجال را هم به التماس بکشانی و شیطان را مجبور کنی کفش‌هایت را واکس بزند... آن‌ها در وهم قدرت اسیرند و تو خود ذات قدرتی... عمل کرد مادرت به‌سان مادر موسی و زیستی خودت به‌سان عیسی و نامت را نام خاتم نهادند... حال در این تثلیث کدام بی‌سر و پایی به‌دنبال نابودی توست؟ هر که ضربه‌ای به تو بزند قطعاً از حماقت اوست... چون نمی‌داند آن باد جن که ملائکه را هم مرعوب می‌کند، تضمین‌کننده‌ی انتقام تو از دشمنان است... آن هلاهل که به جبر نوشیدی؛ نتوانست تو را از پای در بیاورد؛ حال این‌ نان شر خورده‌های دستمال به دست می‌خواهند... بگذریم...

ببین دوست خوب من که تا الآن شریف موندی و با شرافت زندگی کردی؛ تا آخرین نفست شریف بمون؛ مرگ خبر نمی‌کنه... می‌دونم تلخه؛ می‌دونم کلامش حس بدی می‌ده و بیان اینکه مرگ خبر نمی‌کنه یکم ترسناکه؛ ولی هیچ چیزی در زندگی به‌نظر من بالاتر از شریف موندن تا لحظه‌ی مرگ نیست... سال‌ها فکر می‌کردم عاقبت به خیر شدن و یا حتی موفقیت یعنی چه؛ امروز جوابش برای من شریف موندن تا آخرین نفسه... این حرفای ساده با قلم اصلی من کمی فاصله داره و معمولاً افراد سهو رو به پیچیده‌نویسی و قلم انتزاعیش می‌شناسن؛ ولی خب این مواردم باید ساده بیان بشه...