اواخر فروردین سالگرد دایی عبدالله بود؛ الان ناگهان به یادش افتادم... دایی‌جون ببخشید که بعد چهار سال دیگه یادم نبود؛ شرمنده... دایی سال ۱۴۰۱ توی یه سانحه رانندگی آسمونی شد؛ طبق هر باوری که دارید ازش به نیکی یاد کنید... دایی قبل از این تصادف هم تو یه تصادف دیگه بخشی از صورتش آسیب دیده بود... این عکس از سن کمترش هست و خب یکم کم‌کیفیته...

📜 متن🏞 تصویر🗞 خبر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/858
🏕 گیف

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/856
🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/855
سهو

🎪 سیرک...

سهو 30 اردیبهشت

چون متدها دائم در حال تغییره اینارو می‌گم یکم به خودتون بیاین و خجالت بکشین..‌.

۱. اگه اسکرین‌شات ارتباط با من رو واسه کسی فرستادی؛ بدون نهایتاً دست سوم به خودم می‌رسه... ما این‌طوری آدم‌های داستان‌ساز و ناامن رو شناسایی می‌کنیم...

۲. رفتار ناپسند من همیشه عمدیه برای دک کردن آدمای داستان‌ساز و ناامن... 

زمانی که داری زیرآب کسی رو می‌زنی بدون اول از همه اون روبه‌رویت می‌گه این چه موجود پلیدیه داره سخن‌چینی این آدمی که بهش اعتماد کرده رو می‌کنه... ما یه ملت از کنارمون خیر دیدن؛ واقعاً تصور می‌کنی مارو به شما می‌فروشن؟ ای بابا ای بابا... خدا خودش هدایتتون کنه...

تتل اون موقع که رد نداده بود یه جمله طلایی داشت: اونایی که فکر می‌کنن زرنگن؛ فکر می‌کنن زرنگن...

اگه به روتون نمیاریم واسه اینه سکته نکنید؛ زشته این کارا نکنید... واقعا زشته... نهایتش همون آدم میاد می‌گه با این ارتباط نگیر این آدم امنی نیست...

📜 متن

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/854

نه دوغ داره نه بستنی...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/853