وقتی میگم بقای ما تضمین نشده؛ منظورم چیه مگه؟ در خطر بودن جان مگه فقط ترور شدنه؟ مگه من وزیر یا رئیسجمهورم که بخواد کسی ترورم کنه؟ نهایتش یه سوقصدی چیزی میکنن خیلی ارازل باشن و بدخواه... وقتی میگم بقای ما تضمین نشده یعنی وقتی باید بریم دکتر حتی پول ویزیت یه دکتر عمومی هم نداریم... شما همه فکراتون امنیتیه؛ والا خیلی از این مردم مثل من رها کردن و دارن میذارن بیماریهاشون بکشتشون... بر باعث و بانی وضع موجود تا ابد لعنت... بگو بیش باد...
جسم بازیچهی پاسکاری درد میان معده و گیجگاه؛ من اما در همین شرایط هم از خلق دست نمیکشم؛ حتی اگر همین نور کم صفحه نمایش باعث تشدید درد شود...
قلمبهمزدان را گفتند: بنویسید نباید روح را به قبار نفرین آلوده کرد... چون میدانستند نفرین مظلوم چه کاخهایی را ویران خواهد کرد و چه هیبتهای ظلمی را فرو خواهد ریخت و چه گردنهای کلفتی را خواهد شکست...
بخوان بهرسم انتحار معنوی حدیث سرخ را میان این ممتنعها که ما همان دیوانگان مجمع تشخیص مصلحت عقلا هستیم...
آفتزادههای دزدی که تا خرتلاق از سرمایههای این مملکت خوردن، تهش واسه همین نظام هم شاخ و شونه میکشن... پزشم به مردم میدن گاهی و با پول خودشون تحقیرشون میکنن... مایی که بهاندازهی تکه نان خشکی از این سفره پر زرقوبرق بهره نبردیم رو هم این وسط بعضاً آزار میدن... چون یه جاهایی اعتراض کردیم... مالهکشا هم که میگن نه چنین چیزی نبوده... زندگی گاوبندی هم باشه به نفع این قشره... که بتونن معترضای واقعی و تاثیرگذار رو شناسایی و سرکوب کنن... جناب جمهوری اسلامی این مملکت درست نمیشه تا جایی که همه رو مجبور کنی کارشون رو درست انجام بدن... درضمن؛ بیکس و بینوا و رنجور و بیدفاع جوان ایرانی... خلاص...




