با مغزهایی که بوی جوراب می‌دهند نمی‌شود نسخه‌ی اقتصادی پیچید؛ همچنین با مغزهایی که بوی ادکلن وارداتی می‌دهد نیز نمی‌شود... راستی؛ تکرار می‌کنم: حباب نیست...

یک همچنین به‌سان آنچه به اضافه بر بدنه‌ی اقتصاد چسبیده اضافه است...

به من حق بده شک کنم حتی به تو که عزیزترینی و می‌دونی باید برای احقاق حقم توی یه شرایط آروم باشم و آروم نمی‌کنی شرایط رو هیچ بلکه تنش رو هم بیشتر می‌کنی‌... حتی از خواب محرومم کردی این روزا... از کمبود خواب در حالتی که چند ماهه پروتئین درست حسابی به بدنم نرسیده جسمم کامل تحلیل رفته و جونی ندارم عملاً... موعد اجاره و قسط و ... هم که همشون این چند روزه... اونایی هم که ادعا داشتن تا ابد کنارتیم دقیقاً تا مطمئن شدن الان دیگه حتما هر ماه بدهکار می‌شم جیم شدن... نتیجتاً به من حق بده به همه عالم و آدم شک داشته باشم... اینا دیگه ربط دادنش به پارانویا مسخره... چرا همیشه شرایطی برام ایجاد میشه که لاکار برم؟ منطقی نیست؛ بپذیر هرگز منطقی نیست...

یک سال و نیم توی یه روند فرسایشی با یه بیمار آلزایمری که هفته به هفته داره حالش بدتر می‌شه به طور شبانه روزی دارم تعامل می‌کنم؛ و هندل می‌کنم رفتارهاشو... حدود دو هفته اخیر هم عملاً روزی دو سه ساعت تونستم بخوابم... خدایا این بنده‌هات خیلیاشون موجودات بی‌غیرتی هستن... تو شاهد باش توی چه شرایطی دارن عرصه رو برام تنگ‌تر می‌کنن... من بخشش و مهری هم ندارم دیگه به این مثلاً آدما بدم... ریشه‌شون رو خشک کن به حق هر خون ناحقی که در تاریخ ریخته شده...

بی‌کسی امروز دلیل مشخصی داره؛ کسی که تک‌فرزنده با یه پدر و مادر پیر یا سرکار بوده یا در خدمت خانواده... نتیجتاً سال‌هاست وقتی برای رفاقت کردن و وقت گذروندن با دوستاش نداشته که بخواد امروز ازشون انتظاری داشته باشه... ببین جلوی من از تنهایی و بی‌کسی و اینا نگو که اگر اینا خدایی داشته باشه اون خدا منم... اونایی هم که کوچک‌ترین درکی از شرایط من ندارن اگه چرت نگن در موردم؛ نهایتاً گله‌مندن که بی‌معرفته و نمیاد ببینیمش و فلان... نیست کسی کنارم؛ حق هم دارن؛ ولی دیگه حق قضاوت کردن ندارن... بد دلم پره؛ طوری دلم پره که در مرز انفجارم و یه کار متحیرکننده‌ که همه کپ کنن... چون خستم کردن یه سری از خدا بی‌خبر...

 

موارد جرائم در سطح ملی، مسائل فرهنگی و اجتماعی و جرم‌های سازمان‌یافته و عناوینی که در لینک زیر هست رو می‌تونید به دادستانی کل کشور به‌صورت کاملاً آنلاین گزارش بدید... شهروند ایرانی؛ حقوق شهروندی خودتو بدون تا کسی نتونه بهت زور بگه...

دادستانی کل کشور (حقوق عامه)

گفت: چی این حال داغون رو خوب می‌کنه؟

گفتم: پول

گفت: فقط پول؟

آخرین پوک رو به سیگار زدم و انداختم و گفتم: فقط...

 

اونی که می‌گه پول برام مهم نیست؛ قطعاً هرگز طعم بی‌پولی و شرم اون رو نچشیده... و چنین شخصی هرگز قرار نیست بفهمه وقتی می‌گم فقط پول یعنی چی... هرگز قرار نیست همدل من باشه... بله تا وقتی طعم بی‌پولی رو نچشی راحته بگی پول مهم نیست... من هیچ‌وقت پول نداشتم؛ هیچ‌وقت نذاشتن با خیال راحت از استعداد؛ تخصص و هنرم پول در بیارم و نفس راحت بکشم... هر بار یه از خدا بی‌خبری بود منو اذیت کنه... امروز دیگه فقط نفرین نمی‌کنم... امروز با قانون و برخورد سخت قهری میرم سراغ عاملان...