اسلامگراهای افراطی محل سکونتشان را تفهیم کنید؛ پر است از مهاجران اینچنینی کشورهای مختلف اروپا... خودشان میدانند چه کنند... این اقدامات برای آنها یک فریضه دینی است... فقط دقیق طبق باورهای خودشان آنچه خط قرمزشان است را بُلد کنید... خودشان کارشان را تمام میکنند... طوری شر این جماعت را بر زندگیشان بیندازید که از به دنیا آمدنشان پشیمان شوند... قلم به نفرت و کین بهقصد انتقام میچرخد... من از به گور سپردن این ملاعین سخن میگویم نه صرفا یک انهدام کاری... رهایتان نمیکنم؛ زهرمار میکنم زندگی را برایتان...
عدالت زمانی معنا پیدا میکند که تو عادل باشی و خودت بتوانی به عدل با قضایا برخورد کنی؛ اینکه با کسی قرار بگذاری فردا بیا در فلان مکان با هم بتل رپی کنیم و جای دست خالی آمدن بهمنظور بتل با اسلحه به سر قرار بیایی و بگویی چون من زورم بیشتر است پس برنده هستم؛ نامش عدالت و حتی رندانگی نیست... اینکه از جلو با انگ بیایی و از پشت با اتهام هم همینطور؛ در چنین شرایطی ما هم با ترازوی عدالت سراغتان خواهیم آمد... تازه این عین معرفت و مردانگی است... زیرا تو بدون اینکه منبع اتهام مشخص باشد آدمفروشیات را میکنی بدون اینکه ما بدانیم آدمفروش کیست؛ ولی وقتی من شاکی خصوصی مستقیم تو باشم وقتی دلت خواست و زورت رسید هم میتوانی دخل من را در بیاوری... جز آن برهه که بهمنظور عیان کردن ذات پلیدتان خودم را در موضع خنثی قرار دادم در امتداد ماجرا صاف در صورتتان نگاه کردم و حرفهایم را زدم و نوشتم... که اگر آن برههی رندانهی اعتمادسازی وجود نداشت ما امروز در این نقطه نبودیم که هم من زنده باشم و هم شما دستتان رو شده باشد... من کابوسهایی که یک سال در یک شیب کند آرام شد و ضربهای که در اوایل سال جدید به زندگیام وارد کردید را هرگز فراموش نخواهم کرد... و حداقلش در قبال همه شما لال کردنتان برای همیشه در دستور کارم قرار دارد... نتیجتاً من بنا بر آن برهه که بارها تا مرگ پیش رفتم کینه کردهام و بد هم کینه کردهام و تا طول و عرض خودتان و اوباشتان را به هم ندوزم دست از سرتان بر نخواهم داست... این تازه بخش موضوع شخصی است... بخشی که به حقوق عامه مربوط میشود هم با دادستانها در وقت معین به خدمتتان خواهم رسید... دست شما یا به خون آلوده است و یا در جیب ملت بوده... تف بر ذات پلید و کثیف و بیهویتتان بیبتهها... این مردم نمیدانند چرا ما اینطور بد لج کردهایم و به قصد کشت به سراغتان آمدهایم... روزی خواهند فهمید...
به دو دلیل اقدام قضایی رو جایز میدونم: ۱. تروریست مقابل با استفاده از همین روش با مطالب دروغین بسیاری از رپرهای داخل رو سالها آزار داد... ۲. گفتم مشغول انهدام یه فرقه تروریستی هستیم و پاپیچ نشید... نتیحتا وقتی واسه همشون ابلاغیه بره متوجه میشن با احدی شوخی ندارم... ببینم وقتی پاشون به محاکم قضایی مثل این بچهها باز بشه هم باز فاز لاتی بر میدارن؟ خواهیم دید... ۲۴ ساعت به تمام رسانهها فرصت خواهم داد تخریب پوری رو متوقف کنن... چنانچه توجه نشه ابلاغیه خواهد رفت... دوران این کثافتکاریها تموم شده...
ترک AI که با همکاری هوش مصنوعی تروریست منتشر میتواند بخشی از بسترسازی برای یک عملیات رسانهای باشد؛ هنرمندی که این اثر دروغین را ساخته و مدیران تمام رسانههایی که در بازنشر آن تلاش کردهاند را بهمنظور بررسی ارتباط با تروریسم میتوانید مثلا بازداشت کنید... البته این یک ایده و راهکار است... لازم باشد اقدام قضایی خواهم کرد... فعلا ببینم چه میکنید...
پت*اره اصلی زادهی روستایی در یکی از سنتیترین و مذهبیترین شهرهای ایران است... او خوب غیرت از نوع افراطی را میشناسد... باید بدانید بسیاری از قتلهای ناموسی که در سطح ملی خبر آنها وایرال شده است؛ پروژهی هدایتشدهی این شیطانصفت است... بهطوری که معمولا طعمه (زبانم لال) که دختر یا زنی از خانوادهای متعصب و مذهبی بود شناسایی میشد و بعد آنچه از روابط او فهمیده بودند را معمولا از طریق یکی از نزدیکانش به پدر، برادر، شوهر و ... میرساندند... بعد عدهای از اوباش دیگر که ممکن بود حتی از نزدیکان نباشد با تحریک آن مردان بستر قتل دختر یا زن نگونبخت را فراهم میکردند... این در حالی است که حتی شاید فتنهگران دست اول هم آن کسانی نبودند که خبر را برای خانواده آن دختر یا زن بردند؛ بلکه آنان نیز ممکن است بازیچه شده باشند... فعالیت رسانهای کثیفترین شخصیت رسانهای تاریخ معاصر از خون تغذیه میکرد... هر چه بیشتر اخبار کثیف و خونآلود بود؛ بیشتر تصویر ایران ترسناک و پر از وحشت مینمود... از کارهایی که این پلید شیطانصفت و رزل در این سالها انجام داده شیطان دچار حیرت شده... قتل ناموسی تا ابد محکوم است؛ اما اینکه یک پت*اره خودش باعث جنایت شود و بعد همان را پوشش دهد نامش کشتهسازی است... همان روشی که حتی برای حذف بسیاری از هنرمندانی که به درخواست همکاری اوباش این ملعونه نه گفتند هم قرار بود با سناریوهایی به نتیجه برسد؛ که تقریباً تمام آنها با هوشیاری خود هنرمندان و دیگر اشخاص مطلع یا مسئو شکست خورد...




