فرض را بر این میگیریم موضوع شخصی است اصلاً؛ شما در روزهایی که در متزلزلترین شرایط روحی پس از عبور از داروهای اعصاب و روان بودم؛ به قصد کشت زدید... ولی من زنده ماندم؛ تمام این یک سال و نیم هم در حالی که تصور میکردید من رام شدهام و آن رفیق دیگر زمین خورده با حفاظت کلام به شما این اطمینان را دادیم که خطری شما را تهدید نمیکند از جانب ما... حتی بسیاری از دوستان من دچار شک شدند که موضوع از چه قرار است... شما بیبتهها واقعاً فکر میکنید من با دانستن تمام آن کثافتکاریهای شما به شما ریسپکت حواله میکنم؟ نه این یک متد اعتمادسازی بود برای انفجارهای امروز... حالا بمان؛ کجا؟ بمب هستهای در راه است... گفتی رِند؟ نه این کار شما نامش شیادی است نه رندانگی... رند ما بودیم که امروز بهتزدهتان کردیم... امروز دیگر واقعاً تا انهدام کامل رهایتان نمیکنیم... راستی از اینکه نمیدانستی الیگارشی چیست هم تعجب نکردم؛ چون سال ۹۲ در مقابل خودم حتی در مورد مارکسیسم اطلاعات چندانی نداشتی! چپ؟ نه حتی چپ نیستی؛ شیادی...
فارغ از هر چیزی شما یک شمالی را فریب دادید و به او فحش ناموسی دادید... ما نوادگان فرخان بزرگیم که دست و پا بسته شما ملاعین را در چاه پر از تمساح خواهیم انداخت... راستی؛ این اسناد الکترونیکی در دستگاههای الکترونیکی شما چیست؟ این فایلهای RAR و ZIP چه؟ بیناموسها شما هنرمندید یا مسئول بایگانی نهادهای امنیتی؟ کارتان تمام است بیبتهها...
این فرقه تروریستی از مدتها پیش برایشان مسجل بود که بالاخره اعتبار مردمی خود بین ایرانیان را از دست میدهند؛ از این رو در حالی که همه تصور میکردند همکاری با یک رپر عرب و افغان صرفاً یک تبادل فرهنگی است؛ آنان با تحریک احساسی مهاجران بهدنبال بهدست آوردن اعتبار مردمی در بین آنان و همچنین شبکهسازی با مهاجرانی که سابقهی حضور در گروهکهای تروریستی را داشتند بودند... این سه آهنگ مذکور را اینبار با این دید گوش کنید تا متوجه شوید به چه کلیدواژههای مرتبط با تروریسمی در آن اشاره میشود...
شیاطین این فرقه از اوایل شروع وایرال شدن مشکی تو آثار مختلف سعی کردن با مرتبط کردن خودشون به دانیال اونم لاکار بدن؛ تا آخر هم با انتشار آهنگ مشکی اشاره دقیقتر به مشکی کردن و حتی یوتیوبرهایی تمام تلاششون رو کردن این بچه رو تخریب کنن... حتی خود مشکی هم چند بار سعی کرد این انگ رو از روی خودش پاک کنه... دلیلشم اینه که یه هاردکور رپر اونم از داخل که اتفاقا حرفهایه و مدلشم مثل توماج اخباری خوندن نیست و هیپهاپیتره میتونست شروع فید شدن این فرقه تروریستی باشه... برنمیتابیدند... فقط خودشون رو میخواستن و نابودی احدی براشون مهم نبود... آخرم کار به جایی رسید امثال من رو مجبور کنه برای تفهیم اونا که اشتباه میکنن؛ دست به یقه با پلیس امنیت بشیم که خود این حرکت میتونست برای ما دردسر درست کنه...
میان اینهمه نفرت و کین ذرهای عشق هم لازم پس از تو که در تمام این سالها در کنارم بودی مینویسم...
گفتی: اقدام...
گفتم: ابتدا افشا...
گفتی: به چه رسم؟
گفتم: سند و مدرک...
گفتی: اگر خودت نرسی به روز اقدام چه؟
گفتم: من مهم نیستم؛ هستند شیر پاک خوردگانی که کار این نان شر خوردهها را تمام کنند...
گفتی: خستهگان راه چه؟
گفتم: صبر باید در هدف...
گفتی: بیگناهان بیشتری شاید...
گفتم: قصد ما انهدام کامل است؛ خودم هم در پوشش شکست خورده و موضع ضعف دارم نمایان میشوم؛ ولی تا جای ممکن ضرب ضربات گرفته شده...
هیچ نگفتی؛ در آغوش کشیدی...




