نه‌تنها دوستت ندارم؛ بلکه از تو بدم هم می‌آید؛ یک موجود چرک خفته در بطن وجودم هستی؛ گه‌گداری بی‌گدار به آب می‌زنم و یادآوری خاطرات می‌کنم برای خویش و دلتنگت می‌شوم...

ولی به همان عشق پاک سوگند که از تو بدم می‌آید و نفرت غلیظ من از تو تا عمق استخوانت را خواهد پوکاند...

همین بی‌منطق و بی‌قائده نوشتن و عصبانی بودن و تحمیل این شرایط کثافت به من و سیگار و سیگار و سیگار و ته‌دیدی که تهدید در لفاف کلام و اعمالت هست و به خیالت خودت را پیروز نبرد می‌دانی...

ولی خب چوب خدای خفته در دل نفرین‌ها صدا ندارد و به سهو به زمین گرم خواهی خورد...

حتی اگر من تو را ببخشم هم، آن بخش ماجرایم که به عموم مربوط است حلقوم آکنده از فریب تو را خواهد فشرد ملعون...

 

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/101