وقتی یه آدم با تجربه که بحران‌های روحی و جسمی مختلف رو از سر گذرونده در شرایطی قرار می‌گیره که بنا بر هر دلیلی، مثل مشکلات مالی دسترسی به درمان نداره... برای جلوگیری از وخیم‌تر شدن حالش بنا بر تجربه دست به یه سری کار بی‌خطر می‌زنه که خوددرمانی نیست ولی کنترل بیماریه... حالا وقتی کسانی که باهاش هم‌زیستی دارن و یا بهش نزدیکن درکی از این نداشته باشن می‌تونه باعث ایجاد اخلال در این روند بشه... مثلاً من الان حدود ۴ ماهه که گوشت نمی‌خورم؛ و طبیعتاً در قبالش به‌دلیل اصولی نبودن تغذیه به دلیل شرایط، روند کاهش وزن هم همچنان ادامه داره... حالا تو اگه گوشت و حتی آب گوشت بخوری باعث میشه تا صبح بالا بیاری ولی در امتدادش باید با کسانی سر و کله بزنی که معتقدن چون گوشت نمی‌خوری لاغر داری میشی؛ که از جنبه‌هایی درسته این؛ ولی مشکل جایی شروع میشه که تلاش می‌کنن متقاعدت کنن که گوشت بخوری... این البته فقط مرتبط به گوشت نیست بلکه بسیاری از موادی که می‌تونن جایگزین گوشت بشن هم باعث ایجاد مشکل میشه برات و تهش افرادی که با سن زیاد حتی یک بار هم چنین تجربه‌ای نداشتن برات نطق می‌کنن در مورد فواید غذا خوردن... این موضوع در امتدادش در کنترل بحران‌های روانی هم هست که گاهی با کمک یه سری متد ساده سعی می‌کنی از وخیم شدن حال روحیت جلوگیری کنی؛ که همون متد هم گاهی درش اختلال ایجاد می‌کنن... منظور من البته مدیتیشن و اینا نیست... گاهی یه شخص با ایجاد شلوغی محیطی فیک سعی می‌کنه پیامی رو دائم یادآور بشه؛ اینجا حالا اگر مثلا بگه به کسی وارد اتاق من نشو و چیزی رو دست نزن و اون درک نکنه و هر بار بیاد و بنا بر نظر خودش که باید نظم ایجاد بشه یه سری از اشیا رو به صورت فله‌ای جمع کنه بریزه تو کارتن این اخلال با توجه به عدم وجود احترام به حریم خصوصی میشه یه بدبختی بیشتر... نه مادر من؛ نه فدات شم؛ منم می‌دونستم جمع کردن اون چهارتا تیکه کاغذ پنج دقیقه زمان می‌بره؛ از قصد اون بی‌نظمی رو ایجاد کردم که با یه چیزی ذهنم درگیر دنیای بیرونی باشه؛ اونم در حالی که هر روز سطح هوشیاری ذهنیم رو دارم بیشتر از دست می‌دم... اینم این ته بگم برای اونایی که معتقدن باید بابت بیماری جسمی مخصوصاً فوراً برم دکتر... می‌دونم؛ پول ندارم! نمی‌دونم پول ندارم رو چطوری بگم که متوجه پول نداشتن بشید که هی دائم تکرار نکنید دکتر باید بری... نمی‌دونم شما فکر می‌کنید من یه چیزی می‌گم از سرم باز کنم یا چی... اوناییم که اون برهه با ایجاد اخلال در روند فعالیت هنری من باعث شرایط امروز و کلی هزینه‌تراشی شدن هم پاسخگو خواهند شد و مطالبه غرامت هم خواهد شد... فعلاً که احتمال عامدانه بودن یکی از تحمیل هزینه‌های اخیر در یکی از پرونده‌ها برای قاضی محترم موردتوجه قرار گرفته... البته متهم گویا الان زندانه؛ منم چیزی نمی‌دونم و قاطع هم چیزی نمی‌گم؛ ولی سر تا ته تمام ماجراها بو می‌ده...