به غلاف انگشت اشاره سوگند که اوباشت را بهسان خودت در آن ویدیوی کذایی کور خواهم کرد ابتدا و به گام ثانی نرسد که پیش از آن حلقوم خودت را با دندان بجوم... آری در هفتاد و یکم که قصد نوشتن از مهر بود نفرت را در آغوش کشیدم... و شاهد اصل زندگیات و باقی مطلعین گفتند تو چه کثافتی هستی... حال کارت به جایی رسیده که با آن مرثیهی چرک ما را با جان فرزندان حقیقی و معنویمان تهدید میکنی؟ نه که خاستگاهتان لجن باشد که شما خود ذات لجنید... این لجن که دیدهها را تار کرده خود خود تو و اوباشت هستید... میرسد روزی که به گاری ببندیم شما ملاعین را و مجبورتان کنیم زمین بایر را شخم بزنید... اگر در هجله مصلوب میشد گربهی حربههای کثیف شما به خشم ما؛ امروز گربه و فرزندانش محل کاسبی شما حرامیهای سرسپردهی آمال نبود... همانطور که به کم از ساعتی دل و رودهی آثارت را بیرون میریزم؛ به کم از دقیقهای همپیمانان گر برسند به تو دل و رودهات را بیرون خواهند کشید از جسم نجست... آنچه از خون بچههای ایران به بدن زدید را با خون و چرکآب پس خواهید داد... فکر میکنی اگر به رسم بصر حادث کنی آنچه گفتم را دست از سرت بر خواهم داشت؟ زهی خیال باطل که آرام نگیرم تا جسمت در گور نبینم... لعنت به وجودت تا ابد... هشت طفل ردیف کردی و به نُه شدی رهبر؟ نه تو همان لیدر فکسنی هستی که به رسم صفر و یک میتوانی روحی پشت خود ظاهر کنی... باقی کدها و اعداد را تمایل داری به رسم هنر در اثر هنری نمایان کنم؟ هان؟ حل معماهای تو و آن دستی که بر سر گذاشتی همانطور که گفتم کار کم از ساعت است... تف بر وجود ناپاک پلیدت...

