تکست ترک خدافظ از این تروریست؛ از روی یکی از متنهای من که به طریق چرکی به این دزد رسید نوشته شده... نکات قابلتوجهی هست که در ادامه مینویسم...
۱. بعد از استفاده از متن من و درهمآمیختن با محتوای تروریستی با چند دست به دست کردن اطلاعات در پی پروندهسازی امنیتی برای من بودند...
۲. در بخشهایی با مواردی که فقط خودم بفهمم من رو با جان خانوادم تهدید کردن...
۳. در بخشی که گفته میشه تو گوش سر بریده میخونن سوره حمد؛ اشاره به نام محمد داره که سرش بریده شده... م/حمد...
۴. در این اثر به کاور کتاب آرامش من اشاره شده... (درختا دستاشون رو میذارن رو شونهی هم)
۵. در برههای که حساسترین برهه از نظر روانی برای من بود سعی داشتن گرای خودکشی بهم بدن...
۶. در بخشی که گفته میشه آتیشمون روشنه هدف دادن گرای قرینهای برای القای لیدر بودن من به قضات بود...
۷. استفاده از المانهایی مثل دریا، کتاب، تاریک، قصه و ... تاکید بیشتر برای نشانه رفتن شخص بنده بود...
۸. در همخوان اثر با شیطنت سرو اول بدون شلاق زبان به کام به نوعی سهو شنیده میشه...
۹. در بخشی گفته میشه ساچمه میخوره مردمِ ه دو چشم که اشاره به حرف میانی سهو داره...
۱۰. سقوط - انتقام - خیزش بهصورت آینه بیان شده؛ یعنی فقط اهل کلام میفهمند ولی فرمان به اشرار داده شده که فهمی از این ندارن یعنی عملا تو هچل انداختن... اما اهل فن که احتمالاً مهرههای اصلی خودشون بودن میدونستن نباید کاری کنن... چون خیزش اول اتفاق میفته بعد انتقام و بعد سقوط... اما در بین سقوط و انتقام باز اختلاف میتونه باشه؛ ۲ و ۱... ۲۱ و میان ۳ میشه ۶۳ که سال ترور در هذیان سرخ هم اشاره شده...
۱۱. این فقط بخشی از اشارات بود؛ باقی مسائل نیاز به عبور از محرمانگی داره که فعلا تا رسیدن به نقطهای از عملیات انهدام ممکن نیست مورد اشاره قرار بگیره...
اما خود توی تروریست: تا جنازهت رو روی زمین نبینم ولت نمیکنم... گذشت اون برهه که بخوای گردنکشی کنی؛ گردنتو میشکنم عملی...

