پیر: این آتش که تو به پا کرده‌ای تر و خشک را با هم می‌سوزاند...

سهو: آن زمان که در آتش می‌سوختم؛ کدامیک از این ترها به زعم تو کاسه‌ای آب آوردند بریزند روی روح در آتشم؟ یا نه اصلاً لب تر کردند به بازگو کردن رنجم؟ راستی؛ اینان تر به خونند؛ از کی این‌قدر بی‌بصیرت شدی پیر؟