وقتی همگان از نفوذشان در پیکر این سرو پیر ترسیدند و آنچه عیان بود باعث شد بازی را تمام‌شده ببیند و حتی آنان که حق‌طلب بودند تمایل به تسلیم داشتند؛ آهنگر اولین در پیکر تاریخ به‌رسم اعتبار، فرزندنش را این‌بار کاوه‌وار فراخواند برای اعلام جنگی فریدون‌گونه علیه تمام جریان نفوذ... آنان که فقط به‌رسم دنیا طلب کنند حق را قطعاً نمی‌توانند خارج از چرتکه انداختن‌های معمول حساب کنند آنچه می‌شود را... و اما زمان؛ آنچه عده‌ای به‌ ساعت تقلیلش دادند... آتش و باد را فراخواند برای انهدام این آفت‌ها و آفت‌زادگانی که چند نسل از عصاره‌ی بهشتی این سرو تنومند خوردند و بردند... آتشی که به پا شد تر و خشک را با هم می‌سوزاند... سرو چه؟ آن سرو نمی‌سوزد به اذن پروردگار چون نامش ایران است...