این سرو کهن شاید روزی به خشم آفت بیرون کند از خویش... کسی چه می‌داند؟ ملعونی گفت: حال که در موضع ضعف است تا می‌توانید بزنید که این سرو گر سرپا شود دوباره، احدی از ما جان سالم به در نخواهد برد... و سرو بالاخره دوباره برخاست...