وقتی از خطر امنیتی در سطح ملی برای شهروندان سخن میگوییم یعنی مدیر پلتفرمی که با مجوز تق و لق خود نهتنها با تخلف آشکار و با کمک یکی از پرداختیارها اقدام به راهاندازی کسب و کار کرده بلکه خودش هم همپیمان دشمنان قسم خورده ایران است... مغز آدم سوت میکشد وقتی میبیند کسی صراحتاً از اسرائیل دفاع کرده و به صدر تا ذیل مسئولان و حتی در مواردی مردم را مورد اهانت قرار داده و به او اجازه داده شده که یک پلتفرم مالی راه بیندازد... این تازه بخشی از ماجرا است؛ محتوای منتشره او که عمدتاً رادیکال و آشوبطلبانه است و حتی در مواردی افرادی مثل شاهین نجفی را مورد حمایت قرار داده بخش دیگر آن است... بخش دیگرش محتوایی است که عملاً اعمال گروههای هک که به ایران حمله سایبری کردهاند را جو رسانهای مینامد و بهطور تلویحی بیان میکند که باید کارهای جدیتری کرد... تمام اسناد و مدارک این موارد موجود است... تازه این شخص که هیچ اطلاعاتی اعم از آدرس ثنای خودش، شرکتش، شمارهها و آدرس مجوزها با هم همخوانی ندارند به راحتی به بنده تهمت و افترا میزند و حتی در ادامه هرچه عرصه برایش تنگ میشود؛ با کد و در لفاف قلم تهدید و ارعاب میکند... حال بماند که هرچه این آدم بیشتر سعی کرد قدرتنمایی کند بیشتر مطمئن شدم که با یک تروریست اقتصادی و احتمالاً تامینکننده اطلاعات برای مجرمین و تروریستهای دیگر مواجه هستم... آنچه شاید با این وضعیت بد نظارتی دیدم این است که شاید مسئولین امر متوجه نباشد آنچه توسط این پلتفرم تجمیع میشود از اطلاعات شهروندان حتی مهم نیست که خود پلتفرم چه میکند (که البته خودش هم متخلف و مجرم است) بلکه مهم این است که این اطلاعات میتواند در جرائم سازمانیافته مورد استفاده قرار گیرد... من اگر بخواهم کل آنچه هست را اینجا بنویسم ممکن نیست؛ ولی همین ملاعین حق ملت را میخورند و بیدلیل آنان را درگیر روند قضایی میکنند و ماشین میخرند و پزش را به همین مردم میدهند و وقتی شخص به ستوه آمد و رفت کف خیابان برای احقاق حقش میگویند اغتشاشگر... شما جلوی اغتشاشگرسازان را بگیرید تا مردم به نقطهای نرسند که تبدیل به اغتشاشگر شوند... اینکه شخصی به خاطر اعمال افرادی دچار استیصال شود و بزند به سیم آخر نامش صرفاً اغتشاش نیست؛ بلکه این اغتشاش مولفههای دیگری را شامل میشود که باید سرنخهای آن را دنبال کرد و به عاملان اصلی رسید... یک سری هم هستند که اگر موضوع مبارزه با فساد گردنکشان و گردنکلفتها باشد موش میشوند و شمشیرشان فقط برای حجاب از غلاف بیرون میآید؛ اینها ولی نمیگویند اگر فردا روزی این اقتصاد و شرایط مالی کسی به نقطهای رسید که در تامین پوشاک به مشکل بر خورد چه باید بکند؟ آری مسکن که آرزوست؛ سفره هم که کوچک شده؛ گردن فاسدان اقتصادی را نشکنید باید منتظر آرزو بودن پوشاک هم باشید... این نه استعاره که یک حقیقت است؛ قیمت چادر را میدانی یا برایت لیست کنم؟ آخرش هم حتماً میخواهی بگویی نه آقا سیدمجتبی و آقا سیدعلی هم بصیرت من را نداشتند که بیش از هر چیزی به معیشت اشاره میکردند... این متن بخواهد همینطور برود میرود ولی به خودآیید...