فلهای حرف زدن؛ فلهای برخورد کردن؛ فلهای بر سر کار گذاشتن افراد برای مسئولیت؛ و موارد فلهای دیگر همه یک پیام مشترک دارند؛ فاز اربابمنشی اقدامکننده... آن هم نه ارباب باسواد یا اهلفکر بلکه ارباب بیسوادی که حتی نمیتوان الیگارشی نخبگان را برای آن متصور شد...
بهطورمثال در بحث رپ فارسی از الیگارشی نخبگان سخن گفتم و حتی معتقد به آن هستم؛ چون گیجهای این عرصه که بهدنبال جریانها میدوند زیاد هستند؛ پس باید جمعی از نخبگان که این بستر بدون پول و سرمایه را خوب میشناسند و حتی تاثیری در گلوگاههای مهم آن دارند به یک اتفاقنظر برسند و در نقطه عطف با یک شوک مرزبندیها و باقی اصلاح ساختاری را رقم بزنند...
اما در بحث سیاست که هر نوع نگاه فلهای آسیبزا است وقتی بیایی و از قدم به قدم درست کردن همه چیز حرف بزنی در یک نگاه سریع و باز عام اصلاحطلب خطاب خواهی شد...
بحث اما این است؛ همیشه وقتی کشورها به لبه پرتگاه نزدیک میشوند؛ کدخداهای دنیا مفتبرانه بهدنبال تمام کردن ماجرا به نام خود هستند تا به استعمار برسند؛ فردا هم فاکتور صادر کنند که ما فلان کردیم و بیسار کردیم برایتان ای ملت بدبخت...
آب پاکی: این چرخه میچرخد و طبق این چرخه آن چه نه قطعی بلکه نسبی است این حکومت هم ممکن است برود؛ حال چرا عدهای میخواهند شمروار سر ساختاری که در هر حال میمیرد را ببرند؟ سهمخواهی...
تمام این موارد طبق چرخههای ساختار قدرت و آیین آن است و انتقالقدرت و ...
آنچه اما در نگاه من وجود دارد؛ بحث مبارزه با فساد باید در سطح ملی تعاریفی داشته باشد؛ و برای آن بستری ملی رقم بخورد... حال این موضوع ابعاد مختلفی دارد...
مهمترین مولفه شفافیت است؛ حکومت جمهوری اسلامی یا یکبار برای همیشه باید بدون مماشات برخورد سخت با فساد را کلید بزند و همه چیز را برای مردم افشا کند و گلوی کسانی که نقش کلیدی دارند را تا زمان مرگ رها نکند؛ یا بهعنوان یک خاطره در تاریخ سیاست به قاب دیوار آن آویزان شود... این را هم بدانید؛ از عقلا تا کارگزارانی که در این فسادهای گسترده نقشی ندارند...
فردا روزی که شما نباشید؛ خواهند گفت: عدهای در ایران حکومت شیعی تشکیل دادند و دزد بودند... دیگر آن زمان نمیگوید فلانی دزد بود و فلانی دزد نبود... همانطور که امروز میگویند جمهوری اسلامی فلان است و فلان است... حال ما که سوال میکنیم کدام جمهوری اسلامی؟ این یک بیان عام است... اصلاحطلب میگوید اصولگراها و اصولگراها میگویند اصلاحطلبها و باقی مخالفان هم که میگویند جمهوری اسلامی؛ جمهوری اسلامی... اما اینها همه بیان عام بدون جزئیات است... هر دو جناح سیاسی در ایران در این فسادها نقش کلیدی دارند و تعارفی نداریم... قدرت هم دارند؛ تا جایی که هر کدام اگر منافع خود را در خطر ببینند حاضر هستند بخشی از مملکت را بههم بریزند... اوباشی هم دارند که بر سر زندگی افراد بریرند برای کوتاه آمدن در مقابلشان... این مسیر اما کسانی را میطلبد که تا پای جان بایستد برای حقوق عامه مردم... راستی؛ برای بار هزارم میگویم: اغتشاشگر را اغتشاشگرسازان میسازند... هیچ خدایی هم سند امضا نکرده که با یک حکومت تا ابد تحت هر شرایطی راه خواهد آمد... یک جایی یک عذاب زمینی یا هوایی نازل میشود و ستمگر و ستمدیده را با هم میسوزاند... توهم اینکه خدا تحت هر شرایطی با ماست را بریزید در جوب... الآن هم به من نگویید در شرایط جنگی وقت این حرفها نیست... با دلار مثبت ۲۰۰ دقیقاً وقت این حرفهاست...
