گویا نجابت من در قبال بسیاری از مسائل باعث شده متوجه عمق فاجعه نشود عدهای... من در تمام این سالها به روشهای مختلف توسط گروهها و اشخاص مختلف از جریانهای مخرب تهدید شدم؛ در زندگیام اخلال ایجاد شد؛ به بیراهه در تصمیمات مربوط به فعالیتهای زندگیام هدایت شدم؛ زمانم تباه شد و حتی موارد بدی در میدان هم اتفاق افتاد که از بازگو کردن جزئیات امتناع میکنم... تلاشهای آنها برای بالا بردن سطح فشار روانی بینتیجه ماند و در نهایت هم نزدیک به دو سال است که برای حفظ سلامت روان و جسم به کنج خزیدهام... در این بین عدهای مغرض هم بودند که دقیقاً میدانستند موضوع من و تهدیدها از چه سمت و سویی است... ولی با بدل زدن ماجرا به چیزهایی که همه میدانستند ممکن نیست سعی در پرت کردن حواسها داشتند... من در این دو سال هم درگیر بیماری جسمی بودم و هنوز هم هستم در حدی که اگر کسی من را ببیند متوجه لاغر شدن بیش از حد من خواهد شد... در این بین عدهای هم بودند که با روشهای مختلف سعی کردند من را از حاشیه امن قابل کنترل خارج کنند و به دردسر بیندازند... عدهای سودجو هم که فرصت را غنیمت شمرده و هر بلایی که توانستند سر زندگی من آوردند... بهطوری که فقط در یک سال گذشته نزدیک به ۲۰۰ میلیون تومان به زندگی من ضرر وارد شده است... این بیماری و سختی پیگیری قضایی و پای پیاده و بیکسی و پدر بیمار و باقی ماجراها هم چیزی است که همه چیز را بههم ریخته... حقم را میخورند؛ و چون میدانند توان پیگیری ندارم همچنان ادامه میدهند... ولی من قلم را دارم و به مرور با جزئیات بیشتر خواهم نوشت... چون گویا هر چه نجابت کنی عدهای بیشتر تلاش میکنند سواستفاده کنند... خلاصهاش اینکه بهسان مال مفتی افتادهاند بر سر زندگیام و من را از همه سو تحتفشار قرار میدهند... چرا؟ چون حقجو هستم؛ همین... فشار دشمنان با تمام ابزارهایشان روی من است؛ تمام ابزارها و افزارهایشان... برای همین نوشتم: من خود آن ایرانم...
