هی دونالد؛ خبر بدی دارم برایت: مرگ سختی را تجربه خواهی کرد... نه اشتباه نکن؛ نهتنها نفرین ما که نفرین تمام مادرهای مسیحی سربازان آمریکایی پشت سرت خواهد بود... این ناآگاهها که مطلع نیستند را رها کن؛ من خوب میدانم بسیاری از کهنهسربازان آمریکایی اگر دستشان به تو برسد شلوار از پای تو در خواهند آورد...
سیاست و جناح و حزب را رها کن؛ بیا به تو نشان دهم روزهایی را که همپیمانان خودت هم حاضر نیستند لحظهای کنار تو قرار بگیرند و اگر ببیندت حالت تهوع میگیرند از بوی تعفن بدنت...
و اما آن روزی که وقت رفتنت برسد؛ تمام زندگیات را بفروشی و بخواهی یک روز بیشتر زندگی کنی هم بیلآخ اجل معلق را دریافت خواهی کرد...
زندگی که بند هیچ است را برای چه آغشته به این اعمال کردی؟ فرض من این است که هنوز به اندازه بال مگسی هم شده انسانیت در تو زنده است...
تو اصلاً هیچ؛ این دیوانگانی که توی مطرود میان حقجویان در همان خاک پهناور ایالات متحده را راه نجات میبینند را کجای دلم بگذارم؟