من از چکههای پارافین داغ بر پیکرت و آهی که از نهاد پر از شهوتت بلند میشد، که اتفاقاً درخواست خودت برای انجامش حس درونیام به رنج جنسی تو را بیدار کرد لذت میبردم و تو میخواستی مرا در پارافینهای شمع سوگ دروغین خود و فرزند خیالیمان دفن کنی... به تو قول خواهم داد با اولین زنی که بر سر راهم سبز شود به سرخترین شکل به تو خیانت خواهم کرد... حتی سرختر از لباس سرخ و چشمهای خونین و لبهای آغشته به رژ قرمزت...
...


