ما با موجوداتی طرفیم که بابت بیان دردت بهت احساس گناه می‌دن؛ اونایی که بعضی از آثار رو خوندن گاهی می‌پرسن چرا بعضی جاها انگار داری با نوع بشر عناد می‌ورزی؟ دلیلش همین بی‌مهری‌ها و عدم درک هست... من همیشه از قاطی شدن با جریاناتی که بوی سیاست و قدرت می‌دادن فراری بودم؛ چون این خشمی که گاهی در قالب اثر هنری تخلیه می‌شه اگه در جایی که مرتبط با سیاست و اجتماع بود خالی می‌شد و من در جایگاه یه رهبر سیاسی بودم مثلاً، ممکن بود باعث بشه تصمیماتم به نابودی بخش عظیمی از بشریت ختم بشه... من واقف به این نقص هستم و جلوگیری می‌کنم ازش با عشق ورزیدن و دوری از قدرت؛ ولی وای به حال موجوداتی که نه‌تنها واقف نیستن بلکه بدون کمترین عذاب وجدان دست به جنایت می‌زنن با دستور و چون خودشون اون جنایت رو با دست خودشون مرتکب نمی‌شن احساس خوبی هم دارن حتی... همه‌ی انسان‌ها در جایگاه قدرت می‌تونن تبدیل به موجودات خطرناک و پلیدی بشن؛ حتی همین آدمایی که قدرتی ندارن و تمام تلاششون رو می‌کنن با همون یه مقدار زورشون به دیگران آسیب بزنن... تربیت شدن توسط خود یکی از کارهایی هست که هر انسانی باید برای خودسازی انجام بده؛ چون ممکنه وقتی یله و رها ول می‌کنه ماجرا رو تبدیل به موجودی بشه بعد چند سال که خودشم روزی اگه اون رو می‌دید نسبت بهش اعلام انزجار می‌کرد... برای من این خشونت‌ها در قالب آثار هنری نوعی به خود آوردن آدما هست که البته همیشه هم به اصلاح ختم شده در پایان اثر و سعی شده تا جای ممکن راهکاری هم داده بشه..‌.

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/396