کسی که فهمش از کار، پشت میز‌های موردتایید قدرت نشستنه؛ و از هشت ساعت کارش سه ساعت رو تو نمازخونه و حیاط اداره و آبدارخونه و ... تلف می‌کنه؛ به کسی که دوازده ساعت از روزش کامل صرف خلق اثر هنری می‌شه می‌گه بیکار و حتی بعضا‌ً وقیحانه‌تر بی‌عار... چون فهمش همون چیزیه که قدرت براش تعیین کرده و باید توی اون پازل تعریف بشه و هر نگاه متفاوتی به کار رو احمقانه می‌پنداره... حالا وقتی با فشار قدرت و نیروی سرکوب و سانسورچی، هنرمند به مرحله‌ای می‌رسه که حتی نمی‌تونه درآمدزایی کنه و باید از جیبش و منابع درآمدی دیگه برای حفظ اصالت هنرش استفاده کنه، توسط اون گروه احمق خطاب می‌شه... همین میشه که توی یه مصاحبه به فوتبالیست مملکت می‌گن سه تا نویسنده ایرانی نام ببر در جواب می‌گه ما با نویسنده‌ها کاری نداریم اونا بی‌کارن می‌شینن می‌نویسن..‌. بخشی از چیزی که می‌گم خاستگاه بعضیا لجنه همینه... قشنگ می‌تونید سنجش اشخاص با وزن جیبشون رو در این مورد ببینید... حالا شما در ساختاری که این‌چنین هست انتظار رشد و پویایی و کار خفن دارید؟ نه نداشته باشید؛ چون بازدهی اون همین کثافتی هست که امروز دارید مشاهده می‌کنید در مملکت...

...

📜 متن

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/483