من حتی بابت تولدم که نقشی در اون نداشتم هم بهم احساس گناه داده شد؛ همیشه هم بابت کوچک‌ترین خطاها بیشترین تاوان رو دادم؛ چون همه از یه انسان شریف انتظار دارن کاملاً بی‌نقص باشه و وقتی یه جایی خطا می‌کنه و یا رد می‌ده و ... می‌گن: از تو انتظار نداشتیم و یا در شان تو نبود فلان حرکت و یا فلان برخورد و ...

ولی من اصلاً می‌خواستم یه جا عوضی‌بازی در بیارم و حق رو به من بده حداقل اون آدم عزیزم؛ می‌خواستم خطا کنم و بگن بهم اشکالی نداره؛ می‌خواستم اصلاً بدی کنم و بابتش مجازات نشم... مگه نگفتید انسان ممکن‌الخطاست؟ پس چرا من بابت کرده و نکرده همیشه شماتت شدم؟ چرا حتی بابت خوبی‌هام بهم حمله کردن آدما؟ ببخشید من یه موجود آزارگر تاکسیک بیمار نبودم که به محض اینکه یکم خوب باشم بگن به‌به امروز خوبه؛ نه برعکس همیشه خوب بودم و با کوچیکترین خطا شدم آدم بده ماجرا... ولی خب آدما همون موجود تاکسیک رو بیشتر می‌پسندن... واسه همینا هم هست که میس‌کالام بیشتر از تماس‌هایی هست که جواب می‌دم و دایرکتمم همیشه پر بود از پیام‌های بی‌جواب... اینکه هر برهه درگیر با یک نفر گردم خودم رو تنها دلیلش این بود که توان تحمل رفتارهای پر از انتظار داشتن آدما رو نداشتم... ولی در اکثر اوقات همون یک‌نفر یک‌نفرها هم پشیمونم کردن... برهه‌هایی بود برای بقا رو لب تیغ راه می‌رفتم و همون لحظه بابت کوچکترین چیزها باید مراقب می‌بودم کسی ناراحت هم نشه حتی... چقدر انتظارتون از کسی که اسمش سهوه بالاست...

...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/595