کارگران به قیمت ارزانی جان آدمی در ایران، مشغول کارند و کارگردان این نمایش شوم پیاله‌پیاله شراب طمع می‌نوشد از حق آنان که در تاریکی ربوده شده... تبخیر حق به تابش نور و گرمای شدید لامپ‌های دروغین صحنه‌ی نمایش که خورشید را بدل می‌زنند اتفاق می‌افتد... شیرمردانی که جان می‌کنند تا لقمه‌نانی حلال بر سر سفره ببرند... اما کارگری و نان در این تورم شکم آفت‌زاده‌ها؟ بیشتر شبیه به جوک می‌ماند قرار گرفتن این دو واژه کنار هم در این شرایط...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/650