من هی می‌گم این نفرین‌های غلیظ که از زبون اون که چهل‌تا چله رنج از سر گذرونده جاری میشه رو جدی بگیرید اینا می‌خندن... آخرین نفر گفت به حرف گربه سیاه بارون نمیاد؛ به صبح نرسیده زندگیش رو سیل برد... سیل شوری از جنس اشک... فکر می‌کنید من شوخی دارم باهاتون؟ زلزله رو بپا... داغ من هنوز تازه‌ست... 🚶‍♂️ یکی که بعد عبور از ۳۳ تا دریای مهر به کویر نفرین رسیده دیگه نیاز به بمب و موشک نداره برای به گور فرستادن ستمگرها... یه نفرین متحرکه و رفیق عزرائیل و رئیس اجل معلق.‌‌..

📜 متن

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/777