ستاره‌های درد می‌درخشند در آسمانی بی‌کسی و در آینه می‌بینم تصویر تار چهره‌ی چروک هنرمندی که صدایش در نمی‌آید و چین پیشانی را ارزانی شب می‌کند و روحش نعره می‌زند و یاران را فرامی‌خواند... بشتابید که این کودک خفته در خون خویش دارد از دست می‌رود...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/912