سهو

💫 برف طلا...

سهو 31 اردیبهشت

 

جای برف، دانه‌های طلای معنوی می‌بارد... سهو هستم؛ همان رعد فرا خوانده شده... راستی؛ من که جانی در بدنم نمانده و به‌ مغزاستخوان دارد می‌رسد آنچه نباید؛ ولی دست تنومند حق درنهایت گردنِ گردن‌کلفت‌های ظالم را خواهد شکست... بترس از نفرین مظلوم...

سهو

🪔 ضعف...

سهو 31 اردیبهشت

این آدمی که امروز نمی‌تونه یه کیسه برنج ده کیلویی رو به‌راحتی بلند کنه، یه زمانی دوازده تا باکس رب حلبی رو می‌ذاشت روی چرخ‌دستی حمل بار و از یه خیابون که دائم ازش ماشین رد می‌شد با اون چرخ‌دستی عبور می‌کرد...

ولی هنوزم به‌ازای هر یه اسلحه که بگیری سمتش؛ چه تفنگ باشه چه قلم؛ صدتا قلم می‌چرخه و ده تا میکروفن روشن می‌شه...