
دوخته شدهایم به هم با قلبهایی از جنس الماس... راه گریزی از این عشق نیست و بیمحابا عشق میورزم به همراهانم در این راه...


کاش مادربزرگ از بافتن کاموا برای زمستانی که به سر آمده دست بردارد... هیچ فکر کردید عدو سبب خیر میشود یعنی چه؟ رنج پایان ندارد و ترسیم بیکسی من به دست آینه و رسمالخط عدالتی که منصفانه به سراغ ما نیامد... وقتی از کل مملکت شاکی هستی؛ وقت آن است که به سراغ آن پیر راه بروی که نوک قله نشسته است و این تنها با فتح قله ممکن است... راستی این مکاتبات حتی اگر هنرمندانه نباشد، اسناد تاریخ است...





