شما اوباش هر کثافتی رو تونستید برای منافع شخصی هم‌ردیف رپ فارسی قرار دادید... اما در چند سال آینده قطعاً رپ فارسی با هدایت و رهبری و پاکسازی توسط  الیگارشی نخبگان مسلط به بستر به سمت نظم جدیدی خواهد رفت که بخش عظیمی از این کاسبان و سودجویان در اون وجود نخواهند داشت... هیچ‌وقت پاکسازی کامل ممکن نیست؛ ولی رپرها یا اصلاح می‌شن یا به حاشیه رانده خواهند شد... هر چقدر هم سعی کنید با بالا بردن کمیت بی‌کیفیت و مبتذل بازی رو عوض کنید موفق نخواهید بود؛ چون در یک نقطه که فاخرنویسان رپ فارسی شوک اصلی رو وارد کنن انقلابی رخ می‌ده که اجتناب‌ناپذیره... نمونه مبتذل و ناکارآمد این مسئله با مجوزی کردن رپ قرار بود اتفاق بیفته که عملا یک خودکشی عام هنری بود... الیگارشی نخبگان صدهاهزار صفحه مستندات قابل بررسی برای ساخت اون نظم جدید در اختیار دارن که به وقتش سوختی برای عمق راهبردی برای نجات رپ فارسی از این وضعیت خواهد بود... و صداالبته پولی باید به این بستر وارد کنه این آینده اندیشی که عملاً این پول‌های کثیف در مقابلش پول خرد باشه... شما در این سال‌ها امتحان‌تون رو پس دادید و خیلی‌هاتون نشون دادید لایق این جایگاه نیستید... اندیشمندان و نخبگان ناجی رپ فارسی خواهند بود... ما متفکران دانشمندی داریم برای این امر مهم...

به حصین رحمتی پفیوز و باقی اوباش اطرافش هم بگید خفه خون بگیرن؛ چریک‌های فرهنگی اطلاعات دقیق و کاملی از بیف فیکی که با اون فرقه راه انداختید به منظور پروموت اون بستر مالی پر از کثافت دارن... دوران این عوام‌فریبی‌ها تموم شده... همتون به زودی دستتون رو میشه؛ فقط این بچه پوری رو این وسط مظلوم گیر آوردید که قاطی بازی‌های خودتون کردید و تهش فکر کردید کسی از سطوح بالای رپ فارسی و اون معامله‌های شما با هم خبر نداره... قصد له کردن رپرهای جوون‌تر رو داشتید ولی یکی پیدا شد همتون رو خرکش کنه... اتفاقاً یکی از جاهایی که اون فرقه تروریستی از مافیای قمار حق‌السکوت گرفت از طریق شما و بستر مالی پولشویی و باقی جرائم مالی شما بود... بزنید به چاک کاسبای خون... بیشتر از این فرقه لجن نباشید کمتر هم نیستید... یهو می‌بینید یه گروه اسلامگرا توی محل سکونت خودتون کاردکاری‌تون کرد... بپایید این وسط فاز بالاخواه ملت دراومدن نگیرید... بزنید به چاک... یکی از یکی پفیوزتر و کثافت‌تر و حرومی‌ترید... سر پایین لال.

آرتمیس؛ وقتی اشک‌آورا رو زدن بذار بیان بیرون فقط؛ بعد از دو سمت ماشین‌ها رو هدایت کن راهو ببندن؛ تا صد متری انبارم بچه‌های زمین دنبالشون کنن... تا جایی ریسک کنن که برن رو پالت‌ها... کف پالتا پره؛ وقتی مطمئن شدی بچه‌های زمین به اندازه کافی دور شدن از پالت‌ها؛ ریموت رو بزن... ماشین‌ها رو هم بپا سریع دنده‌عقب بیان‌...

اکیو داشی... کف پوتینمو نیگا... سر می‌دم سمتت... پره سلاح‌... بگیرش؛ من برم یه سیگار بکشم بیام... نگران دفتر پوریم نباش حالا حالا پره... می‌رم میام بعد برو بریمش...

مقر دشمن مثل هود خودمون امنه برامون....

صدر خبرن هجوم بیاریم صدالبت...

من؟ در صدد مرگ...

و اما تو...

چگون؟

میم‌های محمد پس‌ گیرم از خودت و فرقه‌ات و تلفت کنم به یک بُر زدن حروف حرامی... 

بیزارم؛ زار نمی‌زنم؛ نعره می‌کشم به‌قصد انهدام... بیزارم از شما متشرع‌نماهای با ریش و انگشتر و تسبیح در ظاهر و نوشندگان خون خلق خدا در خفا... بیزارم از مثلاً مبارزانی که آن‌سوی دنیا فرمان‌های تروریستی صادر می‌کنند در حالی که اگر اینجا بودند سلام فرمانده را ریمیکس می‌کردند... بیزارم از متوقعانی که فکر می‌کنند هنرمندان داخل ایران جیمزباند یا هیتمن هستند... بیزارم از شمایی که پیش ما به حکومت فحش می‌دهید از تجمعات شبانه نمی‌شود بیرون کشیدتان... بیزارم از شما که ورق برگردد شش تیغ به‌دنبال حل شدن در دستگاه‌های امنیتی حگومت بعدی خواهید بود... بیزارم از این شرایط که برای ایرانی جماعت رقم خورده... بیزارم از اینکه در برهه‌ای از تاریخ به‌دنیا آمده‌ام که بیشتر از ذوق هنری خود باید به مبارزه با جریان‌های مخرب فکر کنم... بیزارم از کسانی که نمی‌فهمند این بچه‌ها اگر قرار بود به کاغذبازی‌های اداری اهمیتی دهند تیغ‌شان زیر گلوی دشمن نبود... بیزازم از وهم جمعی این جماعت بی‌اطلاع نسبت به یک مشت رپر که مطرودان این مملکت هستند از همه سو ولی سرپا ایستاده‌اند به‌سان چریکی که میان جمعی از گرگ‌ها و دشمنان در سوز سرما با یک فشنگ در تفنگ تنها افتاده... بیزارم از مدعیان بی‌سوادی که هیچ نمی‌دانند و فقط به‌سان ابله‌هان چاک دهان را برای اظهارنظر در مورد هرچیزی باز می‌کنند... بیزارم حتی از کسی که این متن پر از خشم معتبر را با نفرت از نویسنده می‌خواند... بیزارم از کسانی که افرادی را جیره‌خور می‌نامند که گاهی چند شب گرسنه می‌خوابند... انسان برای من تمام شده؛ ابرانسان می‌طلبد این جو پر از سم خبری... اگر هستی؛ برخیز... ●●●