خوب می‌دانم دلت می‌خواهد من را هم به حکومت وصل کنی ولی دستت به جایی بند نیست... ولی به‌رسم عمو مارشال پیش می‌رویم که کمی بتوانی آرام شوی... حال به چند سخن از بزرگان نظام اشاره می‌کنم که کمی بتوانی متصور شوی من از حمایت حکومت برخوردار هستم... در آنجا که فکر نمی‌کنید ما در کنار شما هستیم... دوران بزن و دررو تمام شده... بزودی آحادی از آزادگان جهان بخشی از ماموریت الهی انتقام... بگذریم؛ به آن پت‌*اره هم بگو به حصار انسانی که دور من کشیده دلخوش نباشد؛ تمام آنان شناسایی شده‌اند... درضمن هر دست از پا خطا کردنی مساوی ورود گاردهای ویژه چریک‌های فرهنگی است... دست از پا خطا کنید تا درهای جهنم به روی‌تان باز شود و زودتر به گور سپرده شوید...

خبائثی که اینجا از جوانان ما انتظار داشتند سینه سپر کنند و شعار سر خم قدغن می‌دادند... حتی در آن‌سوی مرزها حاضر نبودند در تجمعات ایرانیان شرکت کنند... تعداد حضور مجموع آن‌ها کمتر از انگشتان یک دست است... زیرا خوب می‌دانستند ممکن است گیر پاک‌سرشتانی که ذات پلید آنان را می‌شناسند بیفتند و شلوار از پایشان در آوزده شود... تروریست‌های بی‌بته...

اگر اقدامات دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در راستای خنثی‌سازی پروژه‌های کشته‌سازی خارج‌نشینان علیه هنرمندان زیرزمینی رو حکومتی بودن می‌دونید خب این هنرمندان حکومتی هستند... اتفاقات دارک و ترسناکی این سال‌ها رخ داده که به‌طور خلاصه بخوام بگم؛ پروژه‌های کشته‌سازی هنرمندان زیرزمینی داخل ایران بود... به این صورت که این هنرمندان رو عده‌ای از اوباش که از اونور خط می‌گیرن بکشن و بندازن گردن حکومت... و بعد هم این ماجرا رو که خودشون رقم زدن پیراهن عثمان کنن و بگنن آی مردم هنرمند رو کشتن آی فلان و این هنرمندان هم بشن بخشی از خوراک رسانه‌ای برای کاسبان خون... نقدهای صریح و جدی ما به بنده حاکمیت همیشه زبان‌زد خاص و عام بوده؛ ولی تمام ابعاد ماجرا همیشه بیان خواهد شد که بله بخشی از تهدیدهای امنیتی هنرمندان داخل ایران توسط جریان‌های خارج‌نشین هدایت می‌شده... حالا این به‌معنای صفر و صدی دیدن این‌ور یا اونور نیست؛ بلکه حق عیناً باید بیان بشه... چون هرگز اقدامات این هنرمندان اقداماتی نبود که مجازاتش حتی طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران مرگ باشه... تروریست جماعت موجودیه که فله‌ای می‌کشه برای بالا بردن تعداد کشته‌ها و آمار... نه این‌ور بچه پیغمبرن و نه اون‌ور فرزندان شیطان بلکه بیان حق و حقیقت در نگاه بی‌طرف معنا پیدا می‌کنه... فقط کسی رو می‌طلبید بیان این ماجراها که تعهدی به هیچ یک از طرفین نداشته باشه... حداقل ما هیچ‌وقت دشمن فرضی نداشتیم... مطرود و بی‌کس بودیم و بنا بر اینکه انگ نخوریم سکوت کردیم... ولی امروز بحث نجات همه از بند هرگونه برده‌داری رسانه‌ای و فرهنگی و ... هست... نجات همه... هرگز فکر نکنید کسانی که ابایی نداشتن ملت رو جلو گلوله هل بدن نسبت به رقبا و دشمنان خودشون رحمی قائل بودند... باز هم تکرار می‌کنم؛ ابعاد این جنایت بسیار گسترده هست...

خطاب به مسئولین جمهوری اسلامی ایران از صدر تا ذیل که سودای مجاز کردن بخشی از رپ فارسی را به‌منظور سود و منفعت شخصی در سر می‌پروراندند... اینجا یک مدعی‌العموم ایستاده و خطاب قرارتان می‌دهد... در شرایطی که به گفته وزیر امور خارجه نفوذ تا بالاترین سطوح مملکت وجود دارد... بروید و ببینید چه کسانی به‌دنبال اخته کردن پتانسیل رپ که در فرهنگسازی و حتی مبارزه با ناهنجاری‌ها بدون انگ حکومتی بودن و با توجه به آزادی‌های مشروع می‌توانست اقدامات موثر داشته باشد؛ نقش داشته‌اند... از آن مجری و آن برنامه‌گذار و ‌‌... همه را بازخواست کنید... راهکار جلوگیری از آسیب‌های اجتماعی نه مجاز شدن که تبدیل رپرها از گنگستر و ... به سرباز جنگ نرم و چریک فرهنگی بود... این‌ها که بودند که تتلو را آن‌طور و این رپرها را این‌طور دارند عامدانه یا سهواً وارد بازی‌های سیاسی و ... خود می‌کنند؟ این پتانسیل که عده‌ای به‌دنبال اخته کردن آن هستند پتانسیلی پویا برای ارتقای فرهنگی ایران می‌توانست باشد‌... اگر مغرض نیستید بدانید این به‌نوعی اقدام علیه امنیت فرهنگی ایران است... اقدام علیه امنیت فرهنگی می‌تواند با مولفه‌هایی موازی اقدام علیه امنیت ملی تلقی شود... فرهنگ محل کاسبی نیست... به هنر شاید بشود نگاه تجاری داشت... ولی فرهنگ محل کاسبی نیست... و اما شما کاسبان؛ فاصله خود را از رپ فارسی حفظ کنید تا به میز محاکمه کشیده نشدید... گربه‌گیر کردن این بچه‌ها را هم از سر بیرون کنید؛ که این همان خط دشمنان در ایران است که با قرینه‌ها و سند و مدرک به سراغ‌تان خواهم آمد... این آخرین هشدار است...

حتی کسی که رنج مردم را کوچک جلوه می‌دهد؛ در راستای اهداف جنایتکاران گام برمی‌دارد... همان که داد و فریاد مظلوم را خفه می‌کند و می‌گوید حالا مگر چه شده که این همه بلوا می‌کنی... همان هم دستش با جنایتکاران در یک کاسه است... به حساب تک تک شما بی‌هویت‌ها خواهیم رسید... مگر چه شده؟ موجودی حسابم صفر است و عده‌ای به من بدهکارند و عامدانه پرداخت نمی‌کنند... در حالی که در همین لحظه از درد دارم در خود می‌پیچم... هزینه‌ی تسکین درد من شده پول بساط عیش‌شان؛ و حق گفت که این ملاعین فرزندان یزیدند...