علیه فساد قلم نچرخانم که سهمی از آن به من برسد؟ تف به آن سهم و آن پول کثیف و لعنت به من تا قیامت اگر لال شوم نسبت به آن... میگویند حداقل کارت زودتر حل میشود اگر سکوت کنی... نه؛ اشتباه نکنید؛ موضوع من بازپسگیری حق خودم نیست؛ موضوع من انهدام کامل این بستر است... اصلاً تو بگو من تا روز مرگم که شواهد میگوید نزدیک است به حقم نرسم؛ اگر خون من گریبان تمام آن فاسدان که در این جنایت نقش داشتهاند را بگیرد؛ قطعا من برد کردهام؛ چون جنازهام توانست هیبت فساد را منهدم کند... اف بر من اگر بنا بر ترس یا مدارا با فاسدان قدمی عقب بروم از حق خودم و دیگران... ستمپذیر بهاندازه ستمگر گنهکار است... کار در ادامه قطعاً با عیاننویسی به جاهای باریک قرار است کشیده شود؛ اگر قصد کشتنم را دارید دست بجنبانید...
من نمیدانم؛ اینها که شما با لفظ خودفروخته ازشان یاد میکنید چجور خودفروختههایی هستند که لنگ نان و دارو و اجاره و پوشاک و ... هستند... آنسوی ماجرا دزد میلیاردی بیتالمال آنچه دارد را لطف خدا میداند و در جمعهای خصوصی با لفظ برکت از آن یاد میکند... به جنون میکشد آدم را وقاحت این جماعت و آن جماعت...
معصیتکار کافر نیست... اما اگر معصیت توسط هیبت کفر ثبت و ضبط شد و معصیتکار را خواست عامل اهداف کفر کند؛ هیبت ایمان نباید رحمی به عنصر هیبت کفر کند... این همان است که میگوییم عدهای از این بهظاهر سربازان دشمن مجبورهایی هستند که درگیر آتوبازها شدهاند... حال اگر میفهمید و کاری نمیکنید که حق بر گردنتان است؛ اگر نمیفهمید که باز میگویم: کلاً در باغ نیستید... اگر کسی در این بازیهای کثیف برای حفظ آبرو مجبور شد حتی سینهخیز مسیر خدمترسانی به کفر را پیش برود یعنی نتوانستید کاری کنید که مظلومان مجبور سفرهی دل باز کنند... یعنی اعتماد نساختید برای کمک گرفتن از شما...
صفلکی بودید که درگیرتان نشدم؛ چون خوب میدانستم در بند پ*اره اصلی هستید... نه که حواسم نبود از طرف که هستید... تا روز مشخص گذاشتم فکر کنید درگیر این خالهزنک بازیها هستم... امروز اما اگر سد میکشم و با خشونت علیه ظالمان قلم میچرخانم دلیلش این است که از کشف حقیقت سمت اقدام رفتم... پچپچهای فلانی از دور خارج شدههایتان هم تماماً به گوشم میرسید... امروز دیگر تقریباً تمام حربههای شما را میشناسم... بپرسید از آنان که با دست خالی با یک عکس ردپای دیجیتالشان را دنبال کردم و به حقیقتشان رسیدم...