خدای را نه در پستو نهان میکنیم؛ و نه میمیرد در گسترهی گیتی این ذات بینهایت... بهعقب میرانیم منکرانش را... کام سر بشود هم تکرار میکنیم نامش را به هر زبان و کلام...
نه از ترس جهنم و نه به شوق بهشت... خوف و رجای مومن و رسمالخط ابلیس در منحنی تکرار... میشناسم فرقههایی که دستآویز آزار سادات میشوند برای تقرب به شیاطین... وهم باشد یا حقیقت این افعال اتفاق میافتد... وهم باشد هم در دنیا پاپیچ سادات است... ولی گر ششصدهزار شیطان همزمان نفرین حواله کنند هم برای ما بهسان نسیمی در میان بیابان است...
تجزیهطلبان از هر مسلک و نااندیشهای میخواهند باشند؛ آرزوی تجزیه ایران را به گور خواهند برد... خواهند برد... خواهند برد... نترسید چیزی نیست؛ پژواک است...
مجموعه غضبنامه از اینجا به بعد تصویری نخواهد داشت تا پایان...