اون برههای که اکثراً سایت بت تبلیغ میکردن و ملت هم جوگیرانه سمت این سایتها میرفتن؛ مدتها منو داداشام در حال آگاه کردن ملت در مورد آسیبهای قمار و کلاهبرداریهای این سایتها بودیم... یعنی رسانهای، کلامی، عملی تهدید شدیم و از چندین اتفاق ترسناک اون برهه جان سالم به در بردیم و حتی بنا بر همون فضا و موارد دیگه کار من به بستری شدن در بخش اعصاب و روان کشیده شد... اما بعد از مدتی ریکاوری شدم و به زندگی برگشتم و اتفاقاً در شرایطی قرار دادم خودم رو که ملت بفهمن این دزدا هیچ غلطی نمیتونن بکنن... یه روز توی همین برهه با یه عزیزی صحبت میکردم و میگفت خب تو که میترسی چرا اصلاً دنبال شری... اگرم نمیترسی که اگه تو این راه کشته بشی هم بر حقی و خب اگه انقدر مراقبی دلیلش اینه طالب این نیستی... گفتم ترس که واکنش منطقی هر عقل سلیمیه؛ اما قطعاً کشته شدن در راه مبارزه با فساد خیلی هم خفنه؛ اما تو متوجه بخش مهمی از ماجرا نیستی؛ اونم اینکه مفت نباید مرد... چون این نهتنها هزینه گذاشتن رو دست عزیزانت بابت از دست دادنت هست؛ بلکه هزینه گذاشتن رو دست مسیر مبارزه با فساد هست... چون مادامی که کسی مفت جونش، اعتبارش، آبروش و یا هر چیز ارزشمندی رو در راه مبارزه با فساد از دست بده باعث میشه دیگرانی هم که میخوان اعتراض کنن روحیه خودشون رو از دست بدن و بگن هرکی اعتراض و مبارزه کنه زندگیش سیاه میشه پس ولش کن... بماند که تا الان هم تا دلتون بخواد اینا برای من و امثال من هزینه ایجاد کردن و عملاً خیلی از جاها زندگی ما رو مختل کردن؛ ولی در نهایت بدونید این شغالها یک روزی جواب تمام کارهاشون رو پس میدن و هر خری میخوان باشن؛ یک روزی همه اینها رو برمیگردونیم ایران و میکشونیم پای میز محاکمه... این قشر دستشون به خون آلوده هست؛ چون پول کسانی رو خوردن و افرادی رو بدبخت کردن که یا از غصه دق کردن و یا هزینه درمان خودشون و اعضای خانوادشون ازشون دزدیده شده و خیلی موارد دیگه... هنوزم که هنوزه خیلی از این فاسدان و دزدان فعالن و هنوزم ملتی هستن که فریب میخورن... بنا بر اینکه متن نمیخوام طولانی بشه دیگه توضیح بیشتر نمیدم؛ ولی اگه خودتون یا اعضای نزدیک خانوادتون یا عزیزانتون درگیر قمار هستن حتما کمک کنید خلاص بشن از این کوفتی...
جناب قاضی پرسشی دارم از شما: اگر بنده که جواز کسب و واحد صنفی با عنوان گالری هنری دارم نمیتونم بدون مشکل و دردسر اثر هنری بفروشم و معامله کنم، چه کسی میتونه؟ یعنی وقتی صلاحیت فردی و حرفهای من توسط چندین سازمان، وزارتخونه و همین قوه قضاییه شما تایید شده و بعد از بیش از دو دهه فعالیت هنری باز هم هر کسی میتونه راحت به بنده انگ بزنه و با حیثیتم بازی کنه؟
این یک متن (مونولوگ/دیالوگ) کاملاً داستانی و خیالی است و در دنیای واقعی اتفاق نیفتاده است...

مادرجون طبق شناسنامه ۱۰۱ سال عمر کرد و تقریباً تا اواخر عمر کاملا سرحال بود و حواسش سر جاش... امروز رفتیم مزارش رو شستیم و به زبون ساده خودم باهاش حرف زدم... هروقت میرفتم پیشش بغلم میکرد و میبوسید منو و همیشه خبرم رو میگرفت اگر نبودم... تنها ناراحتیم این روزها اینه که چرا وقتی در قید حیات بود بیشتر باهاش وقت نگذروندم... نور به مزارت بباره مادرجون... نکته جالب اینه که طبق بعضی گفتهها سن دقیق مادرجون ۱۰۸ سال بود؛ چون اون قدیما شناسنامهها دقیق نبود گویا...
در کمتر از ۲ هفته ۲۴ گواهینامه مهارتی دریافت شد در بین ساعات فراغت... بریم جلو تا زدن رکورد ۱۰۰ گواهینامه مهارتی... بماند که این بین ۳ کتاب بیش از ۶۰ صفحه هم فاینال شد و کلی طرح و متن و ویدیو هم خلق شد که منتشر نشده... در این بازه جواز کسب هم صادر شده... شما میخوای جلوی این ابرآدم رو بگیری؟ هه...
سه چهارتا بودن با این پیشول که موند و اعتماد کرد صحبت کردم و پرسیدم مامانتون کجاست؟ جواب نداد ولی؛ فقط نگاه کرد... دیگه برای اینکه نترسه نازشم نکردم؛ فقط عکس گرفتم و ادامه دادم به مسیرم... راستی؛ سهو عاشق گربههاست... نمیدونم شاید چون منو یاد ایران میاندازن ناخودآگاه عزیز شدن برام... خودمم یه برههای گربه داشتم؛ زیبا خانم رو بچههای قدیمیتر میشناسن...
یا رب طعم مرگ دردناک و بیآبروی ابدی را بچشان بر تمام آنان که باعث شرمندگی ما بابت جیب خالی شدند... ای خلقالله بزهدیده و ای مردم بیدفاع زیر باران بلایا؛ با دل شکسته به غلظت اندوه و خشم نفرین کنید...
بعدها بنویسید یه هنرمندی بود که ۲۳ سال رایگان آثارش رو منتشر کرد؛ با جیب خالی با مافیای قمار تا فاسدای گردن کلفت اقتصادی در افتاد؛ تهدید شد؛ آزار دید؛ آسیب دید؛ ولی پا پس نکشید... به کلی پول کثیف نه گفت... کلی در فرهنگسازی حمایت از هنرمندان و آثار هنری نقش داشت... به یه جریان جدید در ادبیات دیجیتالی ایران جهت داد و به ثمر رسوندش... کلی خون دل خورد برای تمام پایگاههای فرهنگی درست و درمونی که امروز دیگه اثری ازشون نیست... و کلی ماجرای دیگه... تا اومد کمی به هنرش از نظر تجاری نگاه کنه اول که پولش رو خوردن؛ بعد هم که رسید به ناپایدارترین دوره اقتصادی ایران که دیگه تا اختلال گسترده شبکه بانکی هم کشیده شد ماجرا...



