لحظه ورود شما به صفحه وبلاگ
پنل اطلاعات سیستم

فعالیت شما در فضای مجازی تحت‌نظر است؛ مراقب باشید.

عفریتی از جنیان گفت: الآن در بیروت هستیم؛ به چشم بر هم زدنی به نیویورک خواهم برد تو را...

سهو پیش از رساندن پلک‌ها بر هم در مکان مذکور عفریت بود... دو سوی کلام به رقص پاهای برچین شده از گلوله بر سر مزار فرهنگ سوگند یاد کردند که از هر دو وجه به‌دنبال خائنان بگردند... این آن رقص سوگی بود که نمی‌خواستیم ولی به کل کشیدن مادر داغدار همه کر شدند؛ حتی بی‌گناهان بی‌طرف... که خود گناه بود آگاه نکردن پس از آگاهی و شمس را در تاریخ بود انگ انحراف... حال خود علما هم می‌دانند آنچه شعرا می‌سرایند حاصل جنون است و خود شعرا نیز معترف به عاقل نبودن هستند... جماعتی که به‌ بیان اولین پس از واقعه‌ی معاصر مستحق پراندن عمامه هستند اما با ریا به دنبال ریال می‌گشتند در همین قضایا هم... آن‌سوی مرداب خون هم بی‌بته‌ها می‌گفتند اینان وصل هستند؛ تا جایی که بی‌باکی از میان جمعیت با صراحت نعره زد: سپاه سیخی چند است؟ ما به حق متصلیم و بس...


در همان مرثیه‌ی چرک پر از کد سمعی و بصری و عددی غرقت خواهم کرد؛ بزرگی روزی از خفه کردن در کاسه آب در مورد یکی از آثارم سخن گفت... اگر ذره‌ای به ادعاهای مطرح‌شده در خطوط فوق شک داری از او بپرس سهو (ارتش یکنفره مسلط به فنون مختلف) کیست... تو به دو لب اشاره می‌کنی و نمی‌دانی حجم خشن رعب در محورر ادبیات با تکانه‌های بصری عمیق چیست... بخواهم کمی بازش کنم مثل این است که ناگهان میان تعداد سیم‌خاردار با فاصله‌ی کم از بدنت قرار دهند تو را که روی آن در هر ده سانتی‌متر یک تیغ تیز کار شده است... تنها راه برایت سکون است تا زمانی که از گرسنگی و تشنگی جان دهی... چون هر حرکت مساوی مرگ زودتر است... البته من از تحریم سخن می‌گویم از تصویرسازی واقعی عبور کن... اما در مورد آن گنگسترهایی که از ترس چریک‌های فرهنگی با آنان وارد معامله شدی... راستش را بخواهی باید بگویم: اتفاقاً ما از خودت به‌عنوان طعمه برای شناسایی آنان و اتاق‌های مخفی‌شان استفاده کرده‌ایم... این هم برای اینکه بدانند آن به‌اصطلاح مافیای مناطق محروم که خودشان نیز در امان نخواهند بود... لابی هتل؛ لابی در کابینه‌ی خرگوش‌ها... می‌گیری که چه می‌گویم؟ این پایان خط تمام شماست... تمام می‌شوید به‌وضعی که انگار هرگز نبوده‌اید... قبل از هر چیزی اما مسئله ریخته شدن آبرویتان است تا پس از به گور سپرده شدن قهرمان نشوید... شما صادق خان هدایت نیستید که پس از اولین پیشنهاد همکاری انجمن‌ها شیر گاز را باز کرد... شما تا می‌توانستید با جنایتکاران روی هم ریختید... حیف هدایت بود؛ شما لکه‌ی ننگ هنرید... خون می‌گرید سهو برای بی‌کسی هدایت و قسم به قلمدان منقش که دست از سرتان برنمی‌دارم...


00:00:00

نصب وبلاگ سهو

۱
وبلاگ سهو را با مرورگر Google Chrome باز کنید.
۲
روی منوی در بالای Chrome بزنید.
۳
گزینه Install app یا افزودن به صفحه اصلی را انتخاب کنید.
۴
در پایان روی Install یا نصب بزنید.
۵
بعد از نصب، آیکون سهو روی صفحه اصلی گوشی شما قرار می‌گیرد.