مهم نیست حاکم را قبول دارید یا نه؛ مسئله این است که وقتی ظلمی بر شما روا داشته شده در قلمروی حکمرانی او؛ باید فریادتان را به گوشش برسانید... اینکه او به دادتان برسد یا نه دیگر به خودش مربوط است...
خب بهسلامتی غذا خوردم و درد شروع شد؛ یعنی حتی همون سویا که جایگزین گوشت کردم هم بیچارهم میکنه... تا حالا انقدر رنج و درد کشیدید که مرگ براتون برد باشه؟
همه چیز خوبه تا وقتی غذا نخورم؛ ولی خب اگه غذا نخورم بیجون میشم و تنم میلرزه؛ وقتی غذا میخورم هم اندکی بعدش باید باید با هضم غذا و سنگینی سر و درد معده درگیر بشم... بیش باد لعن و نفرین بر آنان که در این شرایط هم دست از آزار هنرمند برنمیدارند... این بار با درد نه؛ بلکه با ضعف جسمانی مینویسم... فکر نمیکردم روزی برسد که غذا خوردن برایم یک چیز ترسناک باشد... فلک حکمتت را شکر؛ جام بلا پر است؛ مقربم اینقدر؟ نمیدانم...

