وقتی همگان از نفوذشان در پیکر این سرو پیر ترسیدند و آنچه عیان بود باعث شد بازی را تمامشده ببیند و حتی آنان که حقطلب بودند تمایل به تسلیم داشتند؛ آهنگر اولین در پیکر تاریخ بهرسم اعتبار، فرزندنش را اینبار کاوهوار فراخواند برای اعلام جنگی فریدونگونه علیه تمام جریان نفوذ... آنان که فقط بهرسم دنیا طلب کنند حق را قطعاً نمیتوانند خارج از چرتکه انداختنهای معمول حساب کنند آنچه میشود را... و اما زمان؛ آنچه عدهای به ساعت تقلیلش دادند... آتش و باد را فراخواند برای انهدام این آفتها و آفتزادگانی که چند نسل از عصارهی بهشتی این سرو تنومند خوردند و بردند... آتشی که به پا شد تر و خشک را با هم میسوزاند... سرو چه؟ آن سرو نمیسوزد به اذن پروردگار چون نامش ایران است...
مشخص است وقتی در جایی دیگر عدهای تبر بالا بردهاند برای قطع کردن این سرو؛ و باغ تا خرتلاق آفت زده شده توسط آفتزادگان، ملت باید درگیر پیراهن سلبریتی دوزاری باشند... این دوزاری برای من همان پویان مختاری است که تا زانو پاهایش در خون مظلومان است و یک دوزاریتر از خودش او را به رسمیت شناخته و با او مصاحبه میکند... تف به چرکفضای رسانه ایران که ابزار قدرتمندان و فاسدان شده برای حذف صورت مسئله... و اما شما که با دغل به ارعاب دست میزنید؛ اگر اجدادم را نمیشناختید میگفتم خب نمیدانند با که طرف هستند؛ حال که میشناسید بهتر است کمی تجدیدنظر کنید؛ چون این کدبازیها و استعارهها تاثیری در من ندارد؛ ولی قطعا باعث ناراحتی مظلومانی میشود که اگر غم روی چهرهشان نمایان شود دودمانتان را به باد میدهم...
که توی آهنگ ۳۳ گفته بودید نمیکنیم ما ولت؟ اهوم... خب؛ نکته اینه که ما دیگه ولتون نمیکنیم راستش... یعنی شما هم بیخیال بشید ما دیگه گلوتون رو گرفتیم و بلایی به سر تک تک شما بیاریم که از خدا مرگ خودتون رو روزی هزار دفعه بخواید... کینه کردم بد؛ یه طور که سلاخیتون نکنم بهطور جد ولتون نمیکنم... این سلاخی هم صرفاً حذف فیزیکی نیست؛ یه کار میکنیم هیچ لحظهای نتونید نفس راحت بکشید... آسیاب به نوبت... خودتون؛ اسپانسراتون؛ ارباباتون و هر مطلع و غیر مطلعی رو از لب تیغ عدالت رد خواهیم کرد... که با موزیک رعب تو دل مظلوما میاندازید؟ آها... باشه... آبروتون رو میبرم... دزدهای کلاهبردار کثیفلقمه...







