تو چه میدونی استیصال یعنی چه
چشای خیس و تکیه به دیوار یعنی چه
همآغوشی سرفهی خشک و سیگار یعنی چه
تو نگاه یه وسواسی بیمار یعنی چه...

تو چه میدونی استیصال یعنی چه
چشای خیس و تکیه به دیوار یعنی چه
همآغوشی سرفهی خشک و سیگار یعنی چه
تو نگاه یه وسواسی بیمار یعنی چه...
اونایی که در این شرایط بد از موقعیت استفاده میکنن و دنبال سرکیسه کردن مردم به هر طریقی هستن؛ از سیاسیون هم کثیفترن... انسان بهطور فطری وقتی رنج دیگری رو میبینه دنبال راهی برای کمک میگرده؛ اونایی که در رنج دنبال منافع شخصی هستن موجودات بیارزشی هستن که همین موجود پر از نقص به اسم انسان رو هم نمیشه بهشون نسبت داد؛ یه تفاله اضافین...
خدایا رفیقات اینترنت رو قطع کردن بینالمللی هم نمیتونیم پیام بدیم چه برسه به خارج از جَو؛ داد میزنیم صدامون به آسمون میرسه اصلاً؟
حتی چراغهای مطالعه وقتی متون شما قلمبهمزدان دربار را میخوانند، بالا میآورند...
انسان موجود مزخرفی است...
در میان آلودگیها زیبا ماندن هنر است...
هذیان به مرکب بیدوات ریخته شده بر فرش خیال میزنم و خلق میکنم بهسهو؛ چه دارم میگویم؟ باور کن خودم هم نمیدانم رفیق؛ باور کن خودم هم نمیدانم...
اون چیزی که من بهش میگم آثار اروتیک؛ درواقع در خلق کردن من متفاوت از اون آثار توی مارکت کتاب و رسانه هست و حتی متفاوت از آثار اروتیکی که در بسترهای آزادتر در طول تاریخ خلق شده... چون در روایتی که من ازش صحبت میکنم درواقع ذات محتوای جنسی مطرح نیست و فقط سطح اثر با اون روایت و یا محتوای جنسی پوشانده شده؛ اصل بر چیزای دیگهای هست که با این ابزار به اونها اشاره میشه... شاید صرفاً به این دلیل که مخاطبهای آثار اروتیک رو هم به دنیای آثارم دعوت کنم برای دیالوگ برقرار کردن با ذهنشون؛ این مسئله تو آثار عاشقانه من هم وجود داره و صرفاً از یه شخص حرف نمیزنم؛ چون پایه آثار من همون هنر اعتراضی و شاید بشه گفت گاهی سیاسی (ضدسیاسی) هست...
هنرمند عادل خودش رو هم دیس میکنه اگه لازم باشه؛ همون اول یه سوزن به خودت بزن و ... مسئله اینه با خودتم دستبهیقهای اگه عادل باشی...