زدم... با کفت دست اصولی زدم به سینهم... هزاران خشاب دود زدم به سینهم... رو به تقدس نفرین به لب با مشت زدم به سینهم... با اشک و بغض و آه زدم به سینهم... با تیغ اصلاحات زدم به سینهم... با سنگ قبر و کفنم زدم به سینهم... تعصب تو مشت زدم به سینهم... با اشک شوق زدم به سینهم... با قلب یار زدم به سینهم... با ترس دار زدم به سینهم... تو شب تار زدم به سینهم... رو خس و خار زدم به سینهم... پرانول رو زدم به سینهم... سیا*** رو زدم به سینهم... تکبر رو زدم به سینهم... تنفر رو زدم به سینهم... ولی هنوز قلب پرخونم حامل یه دنیا عشقه با اینکه کل عالم رو با خیر و شرش زدم به سینهم...
اگه ایرانی هستی و جزو مردم عادی و هنوز زنده هستی؛ بدون که خودت یه معجزهای که نفس میکشه...
میون این جماعت مردهپرست، به رسم زندگی پناهندهم به آغوشت...
اینو بدون برخورد بد داشته باشی با آدم حسابیا، قطعاً به زبالهدان زندگیشون انداخته میشی... اون آدمای بیلول و دارای ضعف شخصیت هستن که با برخورد بد بیشتر جذبت میشن... وقتی یکی بهت احترام میکنه احترامش رو حفظ کن... هیچکسی با این کارا شاخ نشد... یه جا یکی یهطور میزنه تو پرت که تا سالها دردش میمونه...
درد حقیقی یعنی آدم از کارای عالم و آدم درد بکشه از خودیترینها هم درد بکشه... تو درد جسمی که داره پارهت میکنه هم بهت حمله بشه... دست از سر من بردارید خداتون رو ... بین بیدینها اگه بودم خداپرستتر بودم... حال آدم رو از خودتون بههم میزنید هیچ از خدایی که مدعی پرستشش هستید هم بههم میزنید... اگه شما بندگان خدا هستید من همون بتپرست باشم شریفترم... گناهی هم اگه داره گردن خودتون که مارو از همه چیز بیزار کردید با این خداپرستی کجوکولهتون...
