چشم دوختم به فروش آثاری که شاید تعداد خریداران‌شون انگشت‌شمار باشن... البته انگشتان یک دست... دلم خوشه دارم از هنرم پول در میارم؟ هه... پول کفن و دفنم شاید در بیاد... دلم پره؛ گیر ندید؛ بذارید خالی شم...

📜 متن

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/933

نان و نمک و نوکر نامردان و نونوار ناموس‌پرست و نامه‌های نوزادان... این بود دوازده نون که ساعت طلب‌ داشت از آنان که به‌رعب با مداد سفید نوشتند رنج‌هایشان را بر کاغذ سفید و یک بامعرفت سیگاری پیدا نشد که فندک بگیرد زیر اوراق تا بفهمند خلق‌الله که چه گذشت در این سال‌ها بر این جماعت بیدار در دل شب و بی‌جان در دل روز...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/932

بو گندوی فاندی پول می‌چپونه تو دخل کاسبای شهرم برای پخش شدن بین ارازل آشوب‌ساز و نظارت زومه رو من سفیدثنا و روش اونوره... هه... طوفان بزند بر کسب و کارتان کاسبان خون جوانان مملکت...

📜 متن

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/931

من تو رو هرگز نمی‌بخشم؛ هرگز... هیچ حرف و سخنی هم باهات ندارم... اینو بدون فقط... هر چی برونی نمی‌رسی...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/930

 

من آن بیدِ مجنون رفیق بادها هستم؛ سهو؛ صاحب صور صامت اسرافیل؛ رعش بر پیکر چنار باغ... نحیفی که جنگجویی در روحش خفته... میان بارش بی‌وقفه تمام  تضعیف روحیه‌های این ملاعین، به خودم در انعکاس تصویر ماه در رود خیال روحیه می‌دهم...

سهوا؟ ربط طرح به متن چیست؟

سهو: به خودم مربوط است...

📜 متن🏞 تصویر

☕️     🥗     🍫     📚     💻

کپی لینک بازنشر درون‌وبلاگی
https://sahv.top/post/927