لحظه ورود شما به صفحه وبلاگ
پنل اطلاعات سیستم

فعالیت شما در فضای مجازی تحت‌نظر است؛ مراقب باشید.

🖌 چون منی سخت تکرار می‌شود در هنر و تو همچنان مقاومت می‌کنی...

چون منی سخت تکرار می‌شود در هنر و تو همچنان مقاومت می‌کنی در مقابل جان‌سپردن به جریان سیال هنری که از جریان سیال ذهن سهو متولد می‌شود...

روزگاری آثارم فرزندانم بودند و امروز تک‌تک واژه‌ها را چون مادری دلسوز دوست می‌دارم... اه سهو؛ چقدر مصرانه اصول به زباله‌دان می‌اندازی...

ساختار پودر شد زیر این سهونویسی‌ها... اندکی متعهد به فرم باش؛ اندکی متعهد به اصول... اندکی بگذر از این سهو بودن... چه خبر است مرد؟

کجای سهونگاری تو بوی حقیقت می‌دهد؟ رندانگی را غلاف کن و صاف بکوب حقیقت را در صورت حاکم... این دو پهلوی کلام مصلوب به ابهام کردن آخر سر کار دست هنرت می‌دهد؛ تکلیفت را با خودت و قلمت روشن کن...

روشن می‌کند سیگاری سهو و گام برمی‌دارد...

ماشین پلیس از پشت سر می‌رسد... سهو مشغول مکالمه... نیم‌جوابی به پلیس و نیم‌جوابی به شخص پشت تلفن... سرباز از ماشین پیاده می‌شود و می‌گوید رئیس با تو سخن می‌گوید... هیچ ندارم جز سیگار در جیب‌هایم سرکار؛ می‌پرسد فقط سیگار؟ و منی که حتی نمی‌دانم در این مکان و موقعیت اصلاً چه چیزی ممکن است در جیب یک معتاد باشد... سرکار پس از پاسخ قاطع من بی‌خیال جیب و تفتیش می‌شود... موقع رفتن گفتم نگشتی... خندید و با شوخ‌طبعی گفت برو...

بازگردیم به این لحظه؛ لحظه‌ای ننویس سهو امان بده ببینم این متن قرار است ما را به کجا ببرد... شمس ثانی اما همان بود که بود؛ که بود؟ 

اندیشه بود امکان بود برهان بود... و آری این‌بار منهای هذیان بود...


🖌 هنوز هم دارم می‌دوم سمت بی‌نهایت...
🖌 گفتمت پنج ولی نگفتمت کدامین...
🖌 جلال‌الدین قلم بسرا مرد مومن...

جلال‌الدین قلم سرید سمت سهو و صد دفتر سیاه کرد و تو همان که نوشتی را هم نخواندی... عنوان هذیان است و هذیان کلام سهو...

شر شور شوراها را به شمس مصلوب می‌کنند این جماعت که به خشم آسمانی هرچند کوتاه تعطیل می‌شوند... همین‌قدر بی‌اصول می‌نویسم؛ یله رها رعب‌انگیز برای وسواس‌مسلکان... این لعنتی دهان مرا سرویس کرده و عده‌ای دیگر پزش را می‌دهند...

همین چسبناکی مطلق را می‌گویم؛ ضبط کنند حالا صدا را؛ اصلا شنود بگذارند... من همان که اینجا می‌گویم را هم اینجا می‌گویم... یکی عیان و یکی رایان است اینجا‌..

همین‌قدر بداهه؛ همین‌قدر بی غل‌و‌غش قرقره‌ی نخ‌سوز شده را بخیه می زنند به پیکر خیاطی... همین واژه‌های مترصد به طغیان را می‌بینی؟ تمام دارایی‌ام است...

تکرار می‌کنم عنوان هذیان است... خب داشتم می‌گفتم؛ به‌واقع نمی‌گفتم؛ می‌نوشتم؛ یعنی می‌نویسم... یک‌مشت بی‌سروپا دست از سر عام‌ترین واژه‌ها هم برنمی‌دارند...

مسخره است؛ مسخره... همین ربودن آرامش از لایه‌های پنهان ذهن را می‌گویم؛ ما هر چه تنش داشتیم هم همیشه همهمه‌ها را حول محور حال حادث به هجوم آرامش می‌کردیم؛ ولی دیگه کفگیرش به دیگ‌ته رسیده قربانت شوم... شوم شوم یا شوم فرخنده... این هم یک هذیان دیگر...


🖌 این حرف‌ها هزینه دارد؛ این حرف‌ها هزینه دارد...

00:00:00

نصب وبلاگ سهو

۱
وبلاگ سهو را با مرورگر Google Chrome باز کنید.
۲
روی منوی در بالای Chrome بزنید.
۳
گزینه Install app یا افزودن به صفحه اصلی را انتخاب کنید.
۴
در پایان روی Install یا نصب بزنید.
۵
بعد از نصب، آیکون سهو روی صفحه اصلی گوشی شما قرار می‌گیرد.